پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • نقش كارويژه حفظ الگو در رژيم محمد رضا پهلوى در پيدايش انقلاب اسلامى ايران  
  • 1390-06-23 19:53:33  
  • تعداد بازدید : 17   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • عنوان: نقش كارويژه حفظ الگو در رژيم محمد رضا پهلوى در پيدايش انقلاب اسلامى ايران

    استاد راهنما: دكتر سيدرحيم ابوالحسنى

    استاد مشاور: حجةالاسلام محمدتقى آل سيد غفور

    دانشجو: على اكبرى معلم

    مقطع: كارشناسى ارشد

    اين رساله بر اساس نظريه كاركردگرا - ساختارى تالكوت پارسونز، به تحليل چرايى انقلاب اسلامى پرداخته است.

    از ديدگاه پارسونز، «كارويژه حفظ الگو» يكى از چهار كارويژه سيستم اجتماعى است كه براى ثبات و تداوم نظام سياسى، لازم است از طريق جامعه پذيرى سياسى، مديريت بحران و مكانيزم حل منازعه به طور مداوم و بى وقفه انجام پذيرد و در صورت عدم موفقيت سيستم اجتماعى در حفظ الگوهاى فرهنگى، تعارضات ارزشى، هنجارى و رفتارى در جامعه به وجود آمده و منجر به عدم مشروعيت در نظام سياسى و در نتيجه انقلاب و سرنگونى سيستم سياسى مى شود.

    بر اساس چارچوب نظرى تحقيق و چهار ويژگى نظام كنش اجتماعى، بين ساختار و پندار، جامعه پذيرى سياسى و پندار و پندار و رفتار سياسى يك رابطه مستقيم وجود دارد كه در صورت موفقيت سيستم اجتماعى در فرهنگ سازى، بين آنها مبادله، وحدت، پويايى و تعادل و در صورت عدم موفقيت بين آنها عدم تعادل حاكم مى گردد.

    از مهم ترين عوامل جامعه پذيرى سياسى در ايران مى توان به خانواده و مساجد به عنوان عوامل اوليه، و مدارس و رسانه هاى گروهى به عنوان عوامل ثانويه اشاره كرد.

    با توجه به وجود سه الگوى مهم فرهنگى در ايران (ايران گرايى، مذهب گرايى و غرب گرايى)، حركت و رفتار رژيم محمدرضا پهلوى و مطالبات مردم با محوريت همين سه الگو مورد بررسى، آزمون و مقايسه قرار گرفت.

    براى اندازه گيرى و تعيين ميزان حركت رژيم و مردم نسبت به سه الگوى مذكور، سرمقاله هاى روزنامه اطلاعات از سال 1342 تا 1357 و شعارها و ديوارنوشته هاى انقلاب اسلامى در دوران انقلاب (57-1356) مورد توجه قرار گرفت.

    پس از طراحى جداول مورد نياز براى تعيين كليدواژه ها، ثبت فراوانى، انجام عمليات آمار توصيفى و استنباطى و مقايسه بين آنها معلوم شد، بين رفتار رژيم و خواسته هاى مردم نه تنها همخوانى وجود نداشته، بلكه شكاف و تعارضاتى نيز مشاهده مى شود؛ چرا كه رژيم با 44/41 درصد به سمت غرب گرايى در حركت بود، ولى مردم نه تنها هيچ گرايشى به غرب نشان نداده اند، بلكه 24 درصد از خواسته هاى آنان در نفى فرهنگ غربى بود. همچنين رژيم با 54/3درصد ولى مردم با 92/61 درصد خواهان فرهنگ مذهبى بودند؛ ضمن آن كه رژيم با چاپ 29 درصد از عكس هاى مبتذل در روزنامه اطلاعات، با ارزش ها و باورهاى مردم دست و پنجه نرم مى كرد؛ اما در خصوص ايران گرايى شاه و مردم، اگرچه رژيم پهلوى با 27/55درصد و مردم با 08/38 درصد به سمت ايران گرايى در حركت بودند، ولى ايران گرايى مردم توأم با مبانى و فرهنگ اسلامى بود (مذهبى - ملى) و ايران گرايى رژيم جنبه باستان گرايى و ايران جداى از تاريخ و افتخارات اسلامى بود.

    با انجام بررسى و آزمون فرضيه، روشن شد كه عدم موفقيت رژيم محمدرضا پهلوى در حفظ الگوهاى فرهنگى از طريق جامعه پذيرى سياسى، باعث تعارضات ارزشى، هنجارى، بى ثباتى در رفتار سياسى جامعه، تعميق شكاف اجتماعى، بحران مشروعيت و عدم تعادل در نظام سياسى گشت كه موجب پيدايش انقلاب اسلامى و سقوط رژيم محمدرضا پهلوى شد.

    رشته علوم سياسى دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام

    على اكبرى معلم  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :