پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • قرآن و مفاهيم تربيتي  
  • 1391-10-05 14:26:47  
  • تعداد بازدید : 7   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • قرآن و مفاهيم تربيتي

    ( اخلاص و پاكي ، عفو و گذشت ، غفران و آمرزش ، رحمت و مهرورزي)

    حميدرضا دانشجو

    حضور در مكتب قرآن و شرفيابي در محضر اين كتاب الهي و اقيانوس عميق و مواج هر انسان عطشناكي را شيفته و شائق و حريص مي نمايد كه اگر نمي تواند در آن غور و غواصي كند حتي الامكان به قدر توان و بضاعت و شايستگي پيرامون آن به سياحت بپردازد ، شايد مرواريدهايي كه در اثر موج و تلاطم به ساحل آمده و يا از دستان پر توان و با بركت غواصان نستوه به زمين پاشيده شده دانه هايي برچيند و از نور ذاتي اين گوهرها راه هدايت و رستگاري را بيابد و به سر منزل مقصود برسد.

    آب دريا را اگر نتوان كشيد      هم به قدر تشنگي بايد چشيد

    بنابراين با توجه به شگرفي مفاهيم قرآن مجيد و سخنان گهربار ائمه معصومين عليهم السلام بر آن شديم كه واژگان مصطلح و مرتبط با مفاهيم تربيتي و اجتماعي و فرهنگي قرآن را انتخاب نموده و از كلام مفسران واقعي و حقيقي قرآن مجيد (ائمه اطهار(ع )) آنها را تبيين و تفسير و ترقيق و آرا و نظرات صاحب نظران و انديشمندان را چاشني آن نموده تا بهتر و روان تر بتوانيم به عنوان نسخه هاي كاربردي از آن بهره جسته و كامياب شويم .

    اميد است با اين بضاعت و سرمايه اندك بتوانيم سود و بهره زيادي عايد گردانيم و بطور مداوم در كلاس با بركت قرآن حاضر شويم و توشه برچينيم .

    1. اخلاص

    1/1. اخلاص در لغت

    خلوص بمعني صاف شدن و بي خلط شدن است. 

    خالص كردن ـ ويژه كردن ـ خلوص نيت داشتن ، عقيده پاك داشتن ، ارادت صادق داشتن .

    اخلاص آن است كه : از غير حق مبرا آيد و روي دل با حق تعالي داشته باشد و هر كاري كه كند و هر سخني كه بگويد قطع نظر از خلق كند و به مدح و ذم ايشان التفات ننمايد.

    اخلاص آن است كه براي كار خود شاهد و ناظر ديگري غير از خدا نخواهي و گفته اند اخلاص پرده اي است بين خدا و بنده.

    فرق بين اخلاص و صدق اين است كه : صدق اصل و اول است و اخلاص فرع و تابع است و فرق ديگر اين است كه اخلاص پس از داخل شدن در عمل پيدا مي شود.

    راغب اصفهاني در " المفردات " مي گويد : خالص مثل صاف است با اين تفاوت كه خالص آن است كه آميختگي آن از بين رفته است ولي صاف گاهي به چيزي گويند كه اصلا آميختگي ندارد.

    انسانهايي كه مرتكب خبط و خطا شده اند و يا متصف به رذائل اخلاقي بودند و در اثر تنبه و توبه به خود آمدند اين گونه افراد را " خالص " گويند نه صاف .

    اما كودكاني كه هنوز به سن بلوغ نرسيده و جسم و جانشان از گناه و رذائل اخلاقي عاري و مبرا مي باشد در حقيقت صاف هستند . (1)

    اخلاص دين براي خدا ، آن است كه دين را از شرك بت پرستان و تثليث نصاري و تشبيه يهود و مطلق غيرخدا ، خالص و پاك و صاف كنيم .

    صيغه هاي ماضي و اسم فاعل آن همه راجع به اين معني است . در قرآن مجيد كلمه (مخلص ) 4 بار و (مخلصون ) يك بار و (مخلصين ) 7 بار آمده است كه همه درباره اخلاص است .

    اما (مخلص و مخلصين ) به صيغه اسم مفعول به معني آنست كه خداوند سبحان او را براي خود خالص گردانيده است و غير خدا در او نصيبي ندارد.

    اين كلمه 8 بار در قرآن تكرار شده است :

    علاوه بر پيامبران و ائمه معصومين عليهم السلام ممكن است ، پاكاني در اثر ايمان قوي و اعمال نيك ، همواره رضاي خدا را هدف خويش قرار دهند و خداوند نيز به آنها عنايت خاص مبذول دارد و آنان را از براي خود خالص گرداند.

    اگر انسان براي جلب و جذب رضايت حق تعالي كار كند ، تمام اعمال او داراي ارزش و اعتبار مي گردد و تمام سكنات و حركات او رنگ و بوي الهي مي گيرد و باارزش مي شود.

    2/1. اخلاص در آيات قرآن مجيد

    سوره حجر آيه 40 ـ39:

    شيطان گفت : خدايا چنانكه مرا گمراه كردي من نيز در زمين همه چيز را در نظر فرزندان آدم جلوه مي دهم و همه آنها را گمراه خواهم كرد ، به جز بندگان پاك و خالص تو را.

    سوره توبه آيه 120 :

    هيچ گوه تشنگي و رنج و گرسنگي در راه خدا به مجاهدان نمي رسد و هيچ گامي كه مايه ي به خشم آوردن كفار است برنمي دارد و هيچ چيزي از دشمن به آنان نمي رسد ، مگر اينكه براي اينها عمل صالح نوشته شود.

    سوره مائده آيه 54 :

    انسان با اخلاص ، تلاش و كوشش در راه خدا مي كند و وظيفه اش را به جا مي آورد و از هيچ ملامتي نمي ترسد.

    سوره صافات آيه 40 ـ39 :

    پاداش " مخلصين " را چنان بيان مي فرمايد : همه مردم پاداش اعمالشان را مي گيرند ، جز بندگان مخلص خدا ، زيرا آنها به حكم مقام عبوديت خود را مالك چيزي نمي دانند. جز آنچه خدا ميخواهد ، اراده نمي كند و جز آنچه او مي طلبد انجام نمي دهند و به حكم مخلص بودن ، خدا آنان را براي خويش برگزيده است و تعلق ظاهري به غير ذات پاك او ندارند ، نه زرق و برق دنيا و نه نعمت هاي عقبي ، هيچ چيز جز الله در دل آنها نيست .

    بديهي است كسي كه داراي چنين ويژگي است ، لذت و نعمت و موهبت و روزي اش جز آن است كه ديگران دارند.

    سوره يوسف آيه 24 :

    آن زن (زليخا) از فرط ميل به آنكه از يوسف جواب رد شنيد باز در وصل او اصرار كرد و اگر لطف خاص خدا و برهان حق نگهبان يوسف نبود او هم به ميل طبيعي اهتمام كرده ، ولي ما ميل او را از قصد بد و عمل زشت بگردانيديم كه همانا او از بندگان خالص و پاكيزه ماست .

    سوره مريم آيه 51 :

    و ياد كن در كتاب خود شرح حال موسي را كه او بسيار بنده اي با اخلاص و رسولي بزرگ و مبعوث به پيغمبري بر خلق بود.

    3/1. اخلاص در احاديث و كلام معصومين (ع )

    رسول خدا(ص ) فرمود : هر كس 40 شبانه روز خود را براي خدا خالص كند ، يعني 40 شبانه روز هيچ انگيزه اي در او جز رضاي خدا حاكم نباشد يعني آنچنان برنامه اش را تنظيم كند و روح خود را اصلاح نمايد كه اساسا جز براي خدا براي چيز ديگري كار نكند ، يعني بشود ابراهيم خليل الله و نماز و عبادت و زندگي و مرگش براي خدا باشد و هوي و هوس را به كلي مرخص كند و جز براي او زنده نباشد ، چشمه هاي معرفت و حكمت از درونش مي جوشد و بر زبانش جاري مي شود . (2 )

    حافظ با آن زبان رمزي شيرين خود اين حديث را اين گونه معنا مي كند :

    سحر گه رهروي در سرزميني      همي گفت اين معما با قريني

    كه اي صوفي شراب آنگه شود صاف      كه در شيشه بماند اربعيني

    2. عفو

    1/2. عفو در لغت

    عفف : عفت بمعني مناعت است . حالت نفساني است كه از غلبه شهوت باز دارد. فلذا عفيف به معني خود نگه دار و با مناعت مي باشد.

    2/2. عفو در آيات قرآن مجيد

    سوره بقره آيه 273 :

    و افراد بي خبر و بي اطلاع آنان (فقيران شريف ) را غني و بي نياز مي پندارند چرا كه آنان مناعت طبع دارند و به قول معروف صورتشان را با سيلي سرخ نگه مي دارند . (3 )

    سوره نور آيه 33 :

    آنانكه قدرت ازدواج ندارند ، خود نگه داري و عفت پيش گيرند تا خداوند از كرم خويش آنها را بي نياز گرداند.

    سوره حج آيه 60 :

    خداوند ، خود را به عفو و بخشش ستود و فرمود :

    (همانا خداوند را از گناه خلق عفو و آمرزش بسيار است ).

    سوره آل عمران آيه 159 :

    (پس چون امت به ناداني درباره تو بد كنند از آنان در گذر و از خدا براي آنها طلب آمرزش كن . و همچنين خداوند اين صفت را يكي از اوصاف برجسته متقين دانسته و خداوند به پيامبر عظيم الشان دستور داد كه از خطا و لغزش امت بگذرد و آنان را مورد عفو و بخشش قرار دهد).

    سوره آل عمران آيه 134 :

    (كساني كه از مال خود به فقرا در حالت وسعت و تنگدستي انفاق كنند و خشم و غضب خود را فرونشانند و از بدي مردم درگذرند ، چنين مردمي نيكوكارند) و خداوند دوستدار نيكوكاران است).

    عفو در كلام معصومين (ع)

    در حكمت 65 نهج البلاغه آمده است كه " عفاف و مناعت طبع زينت فقر است . " (4 )  

    در روايت است كه روزي يكي از خادمان امام سجاد عليه السلام به هنگام شستشوي سر و صورت آن حضرت ، ظرف آب از دستش افتاد و سر امام را زخمي كرد ، امام به او نگاهي كرد و او متوجه ناراحتي امام شد بلافاصله گفت (والكاظمين الغيظ ) امام فرمود : من خشم خود را فرو بردم . او دوباره گفت : (والعافين عن الناس ) امام فرمود خداوند تو را عفو كرد. او گفت : (والله يحب المحسنين ) امام فرمود : تو در راه خداوند آزاد هستي .

    رسم امام سجاد(ع ) آن بود كه چون ماه مبارك رمضان مي شد ، غلام و كنيزي را ادب نمي كرد و اگر يكي از آنها كار خلافي انجام مي داد آن را با تاريخ و ساعت ثبت مي كرد و همه را يكجا يادداشت مي نمود. روز آخر ماه رمضان آنان را اطراف خود جمع مي كرد سپس آن يادداشت ها را مي آورد و يكي يكي قرائت مي كرد و مي فرمود : اي فلاني تو در فلان روز چنين كاري كردي و من تو را تاديب نكردم ، آيا به ياد داري او مي گفت : بلي يابن رسول الله و همچنان با يكي يكي آنها سخن مي گفت و كارهاي خلاف هر كدام را جداگانه به يادشان مي آورد و اقرار مي گرفت و چون به آخر مي رسيد در وسط آنها برمي خاست و به آنها مي فرمود : صداهايتان را بلند كنيد و بگوييد : اي علي ابن الحسين پروردگار تو نيز كارهاي تو را شماره و ثبت كرده است ، همانگونه كه تو كارهاي ما را شماره و ثبت نمودي و هر چه كرده اي در پيشگاه خدا حاضر است ، همانگونه كه كارهاي ما نزد تو حاضر است ، پس عفو و گذشت كن ، همانگونه كه اميد عفو و گذشت خداي بزرگ را داري ، آن خدايي كه مهربان و آمرزنده است و به احدي ستم نخواهد كرد.  

    اي علي ابن الحسين به ياد آور آن روزي را كه متواضعانه در پيشگاه خداي دادگر ايستاده اي . پس از ما در گذر تا خداي بزرگ نيز از تو درگذرد.

    آنها اين سخنان را مي گفتند و علي ابن الحسين (ع ) نيز با آنها هم صدا مي شد و گريه و زاري مي كرد و مي فرمود : پروردگارا تو به ما دستور دادي از كساني كه به ما ستم كردند بگذريم و ما گذشتيم ، تو نيز از ما بگذر كه تو به اين كار سزاوارتري از ما. و به ما دستور دادي خواهنده و فقيري را از در خانه مان نرانيم و ما اكنون خواهندگانيم كه بدرگاهت آمده و درماندگانيم كه مهار خواسته هاي خود را بر در خانه ات بسته ايم ، عطا و بخششهايت را خواهانيم ، بر ما منت نه و نوميدمان نفرما. سپس رو به آنها مي كرد و مي فرمود : من از شما گذشتم آيا شما هم از من و آنچه از سوي من بر شما رفته است گذشتيد !

    آنها نيز مي گفتند : ما از شما گذشتيم اي سيد و آقاي ما ، سپس به آنها مي فرمود : بگوييد خدايا از علي ابن الحسين درگذر همانگونه كه او درباره ما گذشت كرد ، اورا از آتش دوزخ آزاد كن ، همانگونه كه او ما را از طوق بندگي آزاد نمود.

    و علي ابن الحسين (ع ) به دعاي آنها آمين مي گفت و مي فرمود : برويد كه من از شما گذشتم و شما را آزاد كردم كه به اميد گذشت خداوند و آزادي از آتش دوزخ . و چون روز عيد فرا مي رسيد به هر كدام جايزه و پولي مي داد به مقداري كه نيازمند مردم نباشند و هيچ سالي نبود كه در آخر ماه مبارك رمضان ما بين 20 نفر يا بيشتر و يا كمتر را آزاد نكند . (5 )

    امام صادق (ع ) از رسول خدا(ص ) نقل مي كند ، كه فرمود : عذر كسي را كه از شما معذرت خواست بپذيريد ، چه بر حق باشد و چه باطل ، هر كس عذر چنين كسي را نپذيرد ، شفاعت من به او نخواهد رسيد . (6 )

    3/2. عفو در ادبيات

    دارم اميد عاطفتي از جانب دوست      كردم جنايتي و اميدم به عفو اوست

    سهو و خطاي بنده گرش اعتبار نيست      معني عفو رحمت آمرزگار چيست

    يارب به وقت گل گنه بنده عفو كن      و اين ماجرا به سرو لب جويبار بخش

    ز آنجا كه پرده پوشي عفو كريم تواست     بر قلب ما ببخش كه نقدي است كم عيار

    حافظ

    3. غفران

    1/3. غفران در لغت :

    غفران به معناي اين است كه خدا گناه كسي را بپوشاند ، پوشش گناه بر وي ، آمرزيدن ، درگذشتن . غفران ; مصدر فعل ثلاثي مجرد " غفر " بمعناي پوشاندن و مستور كردن است . در مجمع البيان ذيل آيه 58 سوره بقره غفر بمعني پوشاندن است . چنانكه مي گويند " غفرالله له غفرانا " يعني خدا گناهان او را مستور (وعفو) كرد. در كتاب " اقرب الموارد " نيز چنين بيان شده است : غفران گناه ، بمعني ناپديد كردن و مستور كردن آنست . (7 )

    " عمل " جوهر است نه عرض ، اصيل و ذاتي است نه اعتباري ، پس تمام گناهان به صورت نيروها و اشعه هاي مضر ، در عالم و اطراف انسان هستند. در اين صورت ه غفران ه گناه آن است كه خداوند آنها را مستور مي كند و جز موجودات ديگر نمي گرداند و يا در اثر توبه مبدل به حسنات مي گردند. همانطور كه كثافات در اثر عوامل شيميايي به صورت كود درآمده و سپس به ميوه و سبزي تبديل مي شوند ، نيروهاي مضره كه گناهان رهاشده در عالم اند به مواد نافع و ميوه هاي بهشتي تبديل مي شوند.

    غفر : گاهي به گذشت ظاهري نيز اطلاق مي شود ، هر چند در باطن گذشت و ستر نيست .

    2/3. غفران در آيات قرآن مجيد

    آيه 25 سوره ص :

    ه فغفر ناله ذالك ... ه آنرا بر او عفو كرديم .

    سوره جاثيه آيه 14 :

    " به مومنان بگو كساني را كه اميد به ايام الله (روز رستاخيز) ندارند مورد عفو قرار دهند و نسبت به آنها سخت نگيرند "

    در تفسير اين آيه در جلد 21 تفسير نمونه صفحه 246 نوشته است " ممكن است آنها (كفار) بر اثر دور بودن از مبادي ايمان و تربيت الهي برخوردهاي خشن و نامطلوب و تعبيرات زشت و زننده اي داشته باشند. شما بايد با بزرگواري و سعه صدر با اينگونه اشخاص برخورد كنيد. مبادا بر لجاجت خود بيفزائيد و فاصله آنها از حق بيشتر شود ، اين حسن خلق و گذشت و سعه صدر هم از فشار آنها مي كاهد ، و هم ممكن است عاملي براي جذب آنان به ايمان شود."

    سوره بقره آيه 285

    گفتند ما فرمان خدا را شنيده و اطاعت كرديم . پروردگارا ما آمرزش تو را مي خواهيم و مي دانيم كه بازگشت همه به سوي توست .

    4. رحمت

    1/4. رحمت در لغت :

    راغب اصفهاني در المفردات آورده است كه رحمت ، عبارت است از مهرباني و رقتي كه مقتضي احسان است نسبت به شخص محتاج ، گاهي فقط در مهرباني و گاهي فقط در احسان به كار مي رود و چون خداوند با رحم وصف مي شود ، مراد از آن فقط احسان است نه ، رقت قلب ، همانطور كه روايت شده : رحمت ، از طرف خدا به معناي " انعام و تفضل " و از طرف انسانها به معناي رقت قلب و عاطفه است . بنابراين همه نعمت هاي خداوند رحمت اويند و بعضي چيزها در قرآن مجيد به خصوص با كلمه رحمت توصيف شده است . (8 )  

    رحمت يعني مهرباني ، شفقت ، رافت .

    2/4. رحمت در آيات قرآن مجيد :

    سوره آل عمران آيه 107

    (اما روسفيدان (مومنان ) در بهشت كه محل رحمت خداست در آيند و در آن جاويد و متنعم باشند)

    سوره اعراف آيه 52

    و ما بر مردمان كتابي فرستاديم كه در آن هر چيز را براساس علم و دانش تفصيل داديم ، براي هدايت آن گروه كه ايمان مي آوردند.  

    سوره هود آيه 17 و 63 :

    گفت : آيا راي شما چيست اگر من بر دعوي خود معجزه دارم كه او مرا به نبوت و لطف و رحمت برگزيده است . اگر باز هم فرمان او نبرم و گفتار شما را بشنوم ، در اين صورت مرا از عذاب خدا ، چه كسي امان تواند داد كه شما جز ضرر و زيان چيزي نخواهيد افزود.

    سوره مريم آيه 21 :

    گفت اين چنين كار البته خواهد شد و بسيار بر من آسان است و ما اين پس را آيت (بزرگ و پيغمبر عظيم الشان ) و رحمت واسع خود براي خلق مي گردانيم و قضاي الهي بر اين كار رفته است .

    اي رسول ما تو را نفرستاديم مگر آنكه رحمت براي اهل عالم باشي .

    سوره روم آيات 50 و 49 :

    و از جمله آيات قدرت الهي آنست كه خداوند بادهاي بشارت آور مي فرستد كه شما را به چيزي از رحمت بي انتهاي خود بهره مند گرداند تا از فضل و كرمش (انواع نعمت ها) تحصيل كنيد و باشد كه شكر نعمتش بجاي آريد.

    پس ديده باز كن و آثار رحمت نامتناهي الهي را مشاهده كن كه چگونه زمين را پس از مرگ و دستبرد خزان ، باز زنده مي گرداند ، محققا همان خداست كه مردگان را پس از مرگ باز زنده مي كنند و او به قدرت كامله ذاتي بر همه امور عالم تواناست .

    3/4. رحمت در ادبيات

    كمر كوه كم است از كمر مور اينجا      نااميد از در رحمت مشو اي باد پرست

    گنج عزلت كه طلسمات عجايب دارد   فتح آن در نظر رحمت درويشان است

    امروز كه در دست توام مرحمتي كن    فردا كه شوم خاك چه سود اشك ندامت

    حافظ

    به رحمت برافراز اين بنده را      به من بازده پورافكنده را

    فردوسي

    ز رحمت مصور ز حكمت مقدر      به نسبت مطهر به عصمت مشهر

    ناصر خسرو

    چون جماعت رحمت آمد اي پسر      جهد كن كز رحمت آري تاج سر

    مولوي

    مگر صاحب ولي روزي به رحمت      كند در حق درويشان دعايي

    سعدي

    منابع و مآخذ :

    .1 قرشي سيد علي اكبر ، قاموس قرآن ، جلد 2 ـ1 صفحه 280

    .2 استاد شهيد مطهري . طهارت روح ، صفحه 311

    .3 قرشي سيد علي اكبر ، قاموس قرآن ، جلد 5 صفحه 18

    .4 فيض الاسلام ، نهج البلاغه ، صفحه 1116

    .5 اقبال الاعمال ، صفحه 103 و مناقب آل ابيطالب ، جلد 4 صفحه 158

    .6 طبرسي ، حسن ابن فضل ، مشكاه الانوار في غرر الاخبار ، دارالثقلين ، صفحه 483

    .7 قرشي سيد علي اكبر ، قاموس قرآن ، جلد 5 صفحه 107

    .8 قرشي سيد علي اكبر ، قاموس قرآن ، جلد 3 صفحه 169

    منبع: روزنامه جمهوري اسلامي ، پنجشنبه 23 تير شماره 7530 ، صفحه عقيدتي

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :