پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • آزادي تفكر در اسلام  
  • 1391-10-06 9:54:52  
  • تعداد بازدید : 7   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • آزادی تفکر در اسلام

    سخنرانی حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)

    خطبه هاى نماز جمعه تهران

    17/11/1365

    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

    الحمدللّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نستغفره و نستهديه و نتوكّل عليه و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم محمّد و على اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداة المهديّين سيّما بقيّةاللّه فى الارضين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين .

    قال اللّه الحكيم فى كتابه: الّذين يتّبعون الرّسول النّبىّ الامّىّ الّذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التّوراة و الانجيل يامرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر و يحلّ لهم الطّيّبات و يحرّم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم و الاغلال الّتى كانت عليهم.(1)

    همه ى برادران و خواهران نمازگزار را دعوت و توصيه ميكنم به رعايت تقوا و پرهيزگارى و اجتناب از تبعيت از هواى نفس و توجه به خدا در همه ى گفته ها و اعمال و حتى انديشه ها و خواطر. بحثى كه امروز در خطبه ى اول عرض خواهم كرد، دنباله ى بحث در باب آزادى و وظائف دولت اسلامى در تأمين انواع آزادى هاست. بعد از تبيين مفهوم آزادى از ديدگاه اسلام و ريشه هاى آزادى و عناوينى كه در باب آزادى ها بر روى آن تكيه ميشود - چه در معارف اسلامى و چه در معارف كنونى جهان - الان يكى پس از ديگرى اينها را مطرح ميكنيم و اوّلى كه امروز درباره ى آن بحث كوتاهى خواهم كرد، بحث در باب آزادى فكر و عقيده است كه يكى از مباحث مهم هم در اسلام است و هم در فرهنگ كنونى جهان. و كوشش ميكنم امروز به طور كوتاه چهارچوبى از اين بحث را ارائه بكنم و شايد در يك يا دو خطبه ى ديگر لازم باشد كه در باب برخى جزئيات و نكات مطالبى عرض شود.

    اولاً آزادى عقيده، آزادى فكر و آزادى مذهب امروز يك شعار پذيرفته شده ى جهانى است. يعنى در دنيا حتى حكومتها و كشورهائى كه به آزادى اعتقادى هم ندارند و انواع آزادى ها را، بخصوص آزادى فكر را در جامعه ى خودشان بشدت محدود كرده اند، دم از آزادى فكر و آزادى عقيده و آزادى مذهب ميزنند و شعارش را ميدهند؛ گاهى هم تظاهراتى كه نشانه ى اين است كه در اين كشور مثلاً مذهب يا عقيده آزاد است، انجام ميدهند. مثلاً در كشورهائى كه شديداً روى عقيده ى اسلامى و دين اسلام حساسيت دارند، بعضى از ظاهركارى ها انجام ميشود تا در دنيا منعكس بشود كه در اين كشور آزادى فكر و عقيده تأمين شده است. نظر اسلام به طور كلى بايد تبيين بشود. البته در آنچه كه دنيا شعار آن را ميدهد حرف زياد است؛ اينكه آيا واقعاً در دنيا آزادى فكر كه ادعا ميشود، هست يا نيست، اين در خور بحث و تفصيل است كه من لااقل امروز به خاطر اينكه خطبه ى دوم مطالب بيشترى دارد، به آن نميپردازم؛ اما اجمالاً نظر اسلام را در سه محور عرض ميكنم.

    محور اول اين است كه اصل فكر كردن و انديشيدن در اسلام نه فقط آزاد است، بلكه لازم و واجب هم هست و شايد در بين كتابهاى آسمانى و نوشته هاى مذهبى هيچ كتابى را نشود پيدا كرد كه به قدر قرآن انسانها را به تفكر و تعقل و مطالعه ى در پديده هاى حيات و امور مادى و معنوى و انسانى و تدبر در تاريخ و امثال اينها دعوت كرده باشد. اين در هيچ كتاب ديگرى شايد يا حتماً نيست. حتى تفكر در باب اصول مذهبى واجب است و پيدا كردن يك استدلال بر توحيد يا نبوت يا بقيه ى اصول براى هر كسى لازم است. حتى بالاتر از اين، اگر كسى در تفكرات مذهبى خود دچار وسوسه و ترديد و شك و شبهه بشود، اين هم از نظر اسلام چيز ناشايسته اى نيست. البته در شك نبايد بماند و موظف است كه با تلاش و تفكر و ادامه ى جستجو و بررسى به يك نقطه ى يقين آور و قابل اعتمادى خود را برساند. اما اصل اينكه در يك امرى، در يك اصلى از اصول دينى در ذهن كسى شك به وجود بيايد، اين چيزى نيست كه در دين مقدس اسلام مرز ايمان به حساب آمده باشد و ممنوع باشد؛ اختيارى هم نيست، قابل منع هم نيست. لذا در روايات متعددى مى بينيم كه كسانى مراجعه ميكنند به پيغمبر يا ائمه (عليهم السّلام) و از آنها گله مندانه ميپرسند كه ما درباره ى برخى از اصول دينى شك كرده ايم. شك در باب توحيد، شك در باب وجود خدا، شبهه در اين امور و خود آنها تصور ميكنند كه اين شبهه، اين وسوسه ى ذهنى موجب شده است كه از دين خارج بشوند؛ به آنها گفته ميشود نه، اين موجب خروج از دين نيست. البته بايد اين گونه افراد راهنمائى بشوند؛ خود آنها هم بايد دنباله ى مطالعه و تحقيق را رها نكنند. كسى آمد خدمت پيغمبر اكرم عرض كرد: «يا رسول اللّه هلكت»؛(2) اى رسول خدا هلاك شدم، بيچاره شدم. حضرت فهميدند كه او در مطالعات اسلامى خود به يك بن بست رسيده است؛ آن بن بست را برايش بيان كردند. گفت درست است، همين است. فرمودند: «هذا محض الايمان»؛(3) اين عين ايمان است؛ اين ايمان ناب است كه تو در مسائل فكر كنى و دچار شبهه و ترديد بشوى و آن شبهه و ترديد را به كسانى رجوع كنى. پس اصل تفكر و انديشيدن ولو در اصول مذهبى و پايه هاى حتمى و تثبيت شده ى دينى ممنوع نيست، بلكه لازم است و پيدا شدن شبهه و شك هم ايرادى ندارد. در حديث معروف رفع كه: «رفع عن امّتى تسعة»؛(4) نه چيز از امت من برداشته است، يعنى مورد مؤاخذه قرار نميگيرد؛ يكى از آنها: «و الوسوسة فى التّفكّر فى الخلق»؛(5) يعنى حالت وسوسه در انديشه ى انسانى نسبت به جهان و آفرينش كه اگر كسى يك چنين وسوسه اى در ذهنش پيدا شد، اين ممنوع نيست، اين مذموم نيست، موجب گناه نيست و موجب مواخذه ى از او نخواهد بود. اين محور اول كه البته در اين محور بحثهاى زيادى هست كه بنا بر اختصار است و آنها را مطرح نميكنم.

    محور دوم اين است كه عقيده ى مذهبى هم تا آنجائى كه در صدد مبارزه ى با عقيده ى اسلامى نباشد، دارا بودن آن عقيده ممنوع نيست؛ يعنى مجازات ندارد. البته «ممنوع نيست» يا «آزاد است»، بعد در بحثهاى بعدى بايد درست شكافته بشود تا حدود اين مسئله آشكار بشود. به طور اجمال اگر كسى در جامعه ى اسلامى عقيده ى غير اسلامى داشت، اما عقيده اى كه او را امر به مخالفت و معارضه ى با نظام اسلامى نميكند، دارا بودن آن عقيده اشكالى ندارد. لذا در جامعه ى اسلامى يهوديان، مسيحيان، زردشتيان، صابئيان و ديگر مذاهب كه مسلمان نيستند، زندگى ميكنند، از حقوق خودشان استفاده ميكنند و طبق اصل بيست و سوم قانون اساسى اينها آزاد در عقيده ى خودشان هستند و عقيده در جامعه ى اسلامى و بنا بر اسلام ممنوع نيست. در ذيل اين آيه ى شريفه ى «لا اكراه فى الدّين»،(6) اينجور نوشتند كه عده اى از جوانان يثرب قبل از آمدن پيغمبر به مدينه كه هنوز مردم مدينه مسلمان نشده بودند و مدينه يثرب ناميده ميشد، عده اى از اين جوانها با يهود كه در اطراف مدينه سكنا داشتند، معاشرت پيدا كردند و چون يهودى ها با فرهنگتر از كفار و مشركين بودند، اين جوانها به مقتضاى جوانى به آن يهودى ها گرايش پيدا كردند. بعضى از آنها يهودى شدند، بعضى هم كه به دين يهود در نيامدند، اما قلباً نسبت به آنها اعتقاد و گرايش پيدا كردند. بعد كه رسول خدا به مدينه آمدند و مدينه، مدينه ى اسلام شد و مردم مسلمان شدند و چند سالى هم با يهود پيغمبر مماشات كرد، بعد به خاطر اينكه قبيله ى بنى النظير عليه پيغمبر و اسلام توطئه ميكردند، خداى متعال دستور داد كه بنى النظير را از اطراف مدينه دور كنند و آنها را وادار به جلاى اين منطقه كنند. پيغمبر آنطورى كه در سوره ى حشر هم آمده، اينها را از اطراف مدينه اخراج كرد و يهوديان بنى النظير رفتند. وقتى كه يهودى ها ميرفتند، عده اى از اين جوانها كه خانواده هايشان هم مسلمان شده بودند و خود اين جوانها هنوز به اسلام نگرويده بودند، اظهار علاقه كردند كه با يهودى ها آنها هم جلاى وطن كنند. خانواده هايشان مانع ميشدند، به آنها ميگفتند بايد بمانيد و بايد مسلمان هم بشويد. اينجا آيه ى شريفه وارد شد كه: «لا اكراه فى الدّين قد تبيّن الرّشد من الغىّ».(7) اكراه و اجبار در ايمان مذهبى وجود ندارد؛ چون امروز روزى نيست كه حقيقت بر مردم پنهان مانده باشد و راه اسلام و راه هدايت از راه كفر آشكار شده. اين جوانها را حق نداريد شما اجبار كنيد كه بايد مسلمان بشويد؛ بلكه ميتوانند بمانند و مسلمان هم نباشند. اين آيه ى شريفه ى «لا اكراه فى الدّين قد تبيّن الرّشد من الغىّ» هست و اين هم حديثى است كه در ذيل آن آيه وارد شده. البته اين نكته هم گفتنى است كه «اين عقيده آزاد هست» بدين معناست كه آيا اسلام موافق و راضى است به اينكه كسانى به غير عقيده ى حق باشند؟ قهرى است كه نه. «آزاد است» يعنى مؤاخذه اى دنبال اين كار نيست؛ مجازاتى نميكنند؛ كسى را كه در جامعه ى اسلامى عقيده ى غير اسلامى را داشته باشد، مادام كه آن عقيده در صدد معارضه و مبارزه ى با نظام اسلامى و عقيده ى اسلامى نباشد؛ با نكات و تفاصيلى كه در خطبه ى ديگرى بايد عرض بشود.

    محور سوم فكر سياسى است كه گرايشهاى سياسى و انديشه هاى سياسى در جامعه ى اسلامى آزاد است. هيچ كس را به جرم داشتن يك فكر سياسى يا يك فكر علمى نميتوان مورد تعقيب قرار داد و اسلام اجازه ى اين كار را نميدهد. آنطورى كه در قرون وسطى در اروپا رايج بود و دانشمندانى را به خاطر اعتقاد به كشفيات جديد و اكتشافات علمىِ روزبه روز زير فشار قرار ميدادند، عده اى را ميكشتند، بعضى را به خاطر عقايد سياسى از بين ميبردند، هيچ كدام از اينها در اسلام نيست و اجازه ى اين سختگيرى ها هم به مسلمانها داده نميشود. علاوه ى بر همه ى اينها، تفتيش عقايد در اسلام نيست. اينكه كسى را زير فشار قرار بدهند، كه تو عقيده ات راجع به فلان كس، فلان جريان سياسى، فلان عقيده ى مذهبى چيست؟ اين يك فكر غلط است. يعنى همان چيزى كه در اروپا بود، سالهاى متمادى بلكه قرنهاى متمادى و اروپا آن روزى كه عليه تفتيش عقايد در نهضت علمى اروپا - كه اصطلاحاً رنسانس به آن ميگويند - شوريد، خيال كرد چيز جديدى را در دنيا آورده. در حالى كه در دنياى اسلام از اين مسائل خبرى نبود. در دنياى اسلام هميشه افرادى بودند با عقايدى بر ضد يا خلاف عقايد دستگاه هاى مسلمان حاكم، كسى متعرض آنها نميشده. يهود و نصارى بودند، اديان ديگر بودند. البته برهه هائى را هم ما در تاريخ، چه تاريخ خلفاى بنى عباس و بنى اميه و چه تاريخ سلاطين سلجوقى و غزنوى در كشور خودمان داشتيم كه با عقايد گوناگون مبارزه ميشده و نسبت به آنها فشار وارد مى آمده؛ لكن اين از اسلام نيست. اسلام سلطان محمود غزنوى مثلاً مثل اسلام بسيارى از رهبران و زمامداران مسلمان امروز است كه به پاى اسلام نميشود گذاشت آنها را. اسلام اجازه ى سختگيرى در عقايد سياسى را نميدهد، تفتيش عقايد ممنوع است، مؤاخذه ى كسى به خاطر عقيده و زير فشار قرار دادن او ممنوع است، كما اينكه در قانون اساسى جمهورى اسلامى هم به اين همه تصريح شده.

    خب، پس خلاصه ى صحبت كوتاه امروز ما اين شد كه آزادى تفكر در اسلام تأمين شده است، آزادى عقايد مذهبى تضمين شده است، آزادى عقايد سياسى و علمى و غيره هم تضمين شده است؛ اما ضديت و معارضه ى با نظام اسلامى و سعى در به انحراف كشاندن مردم در جامعه ى اسلامى اين البته قابل قبول نيست و اجازه ى اين كار داده نميشود. يك مواردى هم وجود دارد از قبيل ارتداد و غيره كه اينها را بايد بحث كنيم و ان شاءاللّه در خطبه ى آينده نسبت به اين مسئله، بحث مشروحتر و مفصلترى را خواهيم كرد.

    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

    والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات

    و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(8)

    پی نوشت:

    1) اعراف: 157

    2) كافى، ج 2، ص 425

    3) در كافى «ذاك و اللّه محض الايمان» آمده.

    4) بحارالانوار، ج 2، ص 280

    5) در بحارالانوار «و التّفكّر فى الوسوسة فى الخلق» آمده.

    6) بقره: 256

    7) همان

    8) عصر: 1-3

    منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای

    http://farsi.khamenei.ir/speech-contentهid=21490

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :