پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • آزادي و موضع اسلام نسبت به عقائد باطل  
  • 1391-10-06 10:25:23  
  • تعداد بازدید : 6   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • آزادی و موضع اسلام نسبت به عقائد باطل

    سخنرانی حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)

    خطبه هاى نماز جمعه تهران

    ۱۳۶۵/۱۲/۱۵

    بسم اللّه الرحمن الرحيم

    الحمدللّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نستغفره و نستهديه و نتوكّل عليه و نصلّى و نصلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالته سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم محمّد و على اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداة المعصومين سيّما بقيّةاللّه فى الارضين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين .

    قال اللّه الحكيم فى كتابه: بسم اللّه الرّحمن الرّحيم. الّذين يتّبعون الرّسول النّبىّ الامّىّ الّذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التّوراة و الانجيل يامرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر و يحلّ لهم الطّيّبات و يحرّم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم و الاغلال الّتى كانت عليهم.(1)

    همه ى برادران و خواهران عزيزِ نمازگزار را توصيه ميكنم به استفاده از اين ايام و ليالى متبرك، ماه رجب، ماه دعا و تضرع و خشوع و اظهار بندگى و كسب ذخيره ى تقوا. فرصت مغتنم اين ماه و ماه شعبان و ماه رمضان را بايد براى تسويه ى دلها و جانها مغتنم شمرد و گوش دل را به الهام ربانى و معنوى اين ماه هاى مبارك داد و جان و دل را ان شاءاللّه به ذكر خدا زنده كرد. بحثى كه در هفته هاى گذشته عرض شد درباره ى آزادى و اخيراً آزادى عقيده در اسلام و از نظر اسلام بود. به طور خلاصه عرض شد كه اسلام طرفدار آزادى عقيده در جامعه ى اسلامى است. يعنى كسى را به خاطر داشتن عقيده ى غلط و باطل مورد تعقيب و فشار و زور قرار نميدهد؛ هرچند كه عقيده ى باطل از نظر اسلام مطرود و نامقبول است. درباره ى اين بحث، چون بسيار بحث اساسى و مهمى است و تكليف ما به عنوان دولت اسلامى را بايد معين بكند، امروز هم مطالبى عرض ميكنم. ممكن است در آن مطلبى كه در هفته ى قبل گفته شد، ترديدهائى به مناسبت برخى از مسائلى كه در اسلام مطرح هست، به وجود بيايد، من بعضى از آن نكات لازم را در اين زمينه عرض ميكنم.

    يك ترديد از ناحيه ى آياتى كه در قرآن مربوط به كفار و مشركين و طرفداران عقايد باطل است؛ ممكن است كسى بگويد اگر اسلام آزادى عقيده را در جامعه ى خود تأمين ميكند، پس اين همه آيات قرآنى درباره ى اين عقايد باطل چيست؟ جواب اين است كه اين آيات هيچ كدام - تا آن جائى كه بنده مراجعه كردم - به مسلمانها دستور نميدهد كه كافر را به خاطر اعتقادش، نه به خاطر عملش، مورد تعرض و آزار قرار بدهند. جنگ با كفار مربوط است يا به آن صورتى كه كافر عليه نظام اسلامى و ايمان اسلامى دست به مبارزه و حمله زده است كه وظيفه ى اسلام و مسلمين در اينجا دفاع از حوزه ى اسلام و جامعه ى اسلامى است يا مربوط است به مبارزه با سران كفر و سردمداران نظام هاى ملحد و طاغوتى كه ملتها را اسير خود كرده اند. اما در مورد خود اعتقاد كفر ما در قرآن آيه اى داريم كه بخصوص مسلمانها را امر ميكند كه با دارندگان اين اعتقاد اگر تجاوز و تعرضى عليه اسلام و مسلمين نكردند، حتى نيكوكارى هم بشود. آن آيه در سوره ى مباركه ى ممتحنه است كه ميفرمايد: «لا ينهكم اللّه عن الّذين لم يقاتلوكم فى الدّين و لم يخرجوكم من دياركم أن تبرّوهم و تقسطوا اليهم انّ اللّه يحبّ المقسطين»؛(2) يعنى آن كفارى كه بر سر ايمان شما و دين شما با شما به جنگ برنخواستند، خدا نميگويد به آنها نيكى نكنيد و خدا نميگويد با آنها قسط و عدل را رعايت نكنيد، بلكه خداى متعال ميگويد كه به آنها نيكى هم بكنيد و خداى متعال نيكوكاران را دوست ميدارد. قسط و عدل در جامعه ى اسلامى قاعدتاً به معناى رعايت حقوق افراد آن جامعه است كه آن كافر هم يكى از همان افراد است يا حتى كفارى كه در خارج از آن جامعه زندگى ميكنند، ولى با نظام اسلامى، با مسلمين و با اسلام ستيزه اى نميكنند.

    مورد بعد در مورد بت شكنى هاى معروف تاريخ است. همان طورى كه ميدانيد، در تاريخ نبوتها، تاريخ توحيد، به موارد برجسته اى برخورد ميكنيم كه پيغمبران به بت شكنى پرداختند و بت را كه مايه ى تقدس و ايمان جمعى از مردم بوده، از بين بردند؛ يك نمونه در مورد ابراهيم خليل اللّه است، يك نمونه در مورد رسول اكرم هنگام ورود به شهر مكه است و پس از فتح مكه كه اين را هم ممكن است كسانى تصور كنند كه با آزادى عقيده در اسلام منافى است. لكن در مورد بت شكنى ابراهيم بايد توجه كنيم كه حركت ابراهيم براى بيدار كردن ذهن به خواب رفته و تخدير شده ى مردم آن جامعه ى جاهلى بود. مردمى كه در طول زندگى خود هرچه شنيدند، درباره ى شركت و نظام شرك آلود شنيدند. اصلاً صداى حقى در ميان اين جامعه بلند نشده و به گوش آنها نرسيده است. اگر بايد اين مردم را از اين خواب گران بيدار كرد، اين كار فقط به وسيله ى يك حركت بزرگ ممكن است. لذا ابراهيم به داخل بت خانه رفت در وقتى كه جوانكى بيش نبود و تبر را برداشت و بتها را شكست و بت بزرگ را نشكست و تبر را به گردن بت بزرگ آويخت. اين كار را براى بيداركردن وجدان مردم بود. بعد هم در صحبت كوبنده اى كه ابراهيم با آن مردم كرد و هوشمندى و زيركى اى كه اين بنده ى صالح خدا به كار برد، آنچنان پتكى بر سر ذهن خواب آلود آنها زد كه قرآن ميفرمايد: «فرجعوا الى انفسهم فقالوا انّكم انتم الظّالمون»؛(3) يعنى بعد از آنى كه ابراهيم اين حركت را انجام داد، اين فرياد رسا را كشيد، آن اثرى را كه ميخواست بگيرد، گرفت. مردم به خودشان مراجعه كردند، ميان خودشان به گفتگو پرداختند، وجدانشان بيدار شد و به خود و خودهايشان گفتند كه ما ستمگريم؛ خود ما ظالم هستيم و نبايد ابراهيم را ملامت كنيم. در مورد رسول خدا هم بت شكنى پيغمبر به معناى اعمال زور نسبت به مردم مكه نبود. پيغمبر بتها را شكست، در حقيقت سنبل و نشانه و رمز نظام طاغوتى را ميشكست. درست مثل همين كه مردم در يك كشور وقتى انقلاب ميكنند، نشانه هاى رمزآميز رژيم گذشته را از بين ميبرند. شما در كشور خودتان همه ى علامات حكومت ستم شاهى را از صحنه ى جامعه، از ميدانها، از ساختمانها، از كاغذها پاك كرديد؛ پيغمبر هم بتها را كه نشانه و رمز حكومت مشركانه بودند، از فراز كعبه به زير انداخت و منهدم كرد؛ والّا ما در تاريخ نداريم كه پيغمبر وقتى وارد مكه شد، مردم را اجبار كرده باشد كه بايد همه ى شما به اسلام بگرويد، يا جستجوى خانه به خانه را شروع كرده باشد كه ببيند در كدام خانه يا صندوق خانه بت كوچكى هست كه آن را بگيرد و بشكند و از بين ببرد. پيغمبر سنبل ها و نمودهاى نظام باطل و جاهلى را شكست. پس اين هم به معناى اعمال زور براى پذيرفتن يك ايمان و عقيده ى قلبى نبود.

    در مورد ارتداد يك شبهه اى در بعضى از ذهنهاست كه اسلام درباره مرتد، شدت عمل به خرج ميدهد. كسانى كه ايمان آوردند و سپس از ايمان منصرف شدند و به كفر گرايش پيدا كردند، شدت عمل اسلام در مقابل اين افراد زياد است كه ممكن است به معناى اعمال زور در اعتقاد به حساب بيايد. اين هم با توجه به آيات مربوط به ارتداد شايد اينجور به نظر ميرسد كه اسلام با اين كار درصدد آن هست كه حصار ايمان اسلامى را حفظ كند. در حقيقت اسلام بعد از آنى كه مردم ايمان آوردند، نظام اسلامى را مكلّف كرده است كه از ايمان مردم حفاظت و حراست بكند. اين وظيفه ى نظام اسلامى و حكومت اسلامى است كه در باب تبليغات ضداسلامى هم عرض خواهم كرد. بخصوص در آيه ى مربوط به ارتداد - «من كفر باللّه من بعد ايمانه الّا من اكره و قلبه مطمئنّ بالايمان»(4) كه درباره ى عمار ياسر وارد شد - در آخر اين آيه ميفرمايد: «ذلك بانّهم استحبّوا الحياة الدّنيا على الاخرة»؛(5) علت اين خشم الهى بر مرتدين و كسانى كه از دين خارج شده اند، اين است كه اينها زندگى دنيا را، عشرت دنيوى را، هواهاى نفسانى را بر خواست معنوى و قلبى خود و فطرت انسانى خود و بر آخرت ترجيح دادند. معلوم ميشود مسئله، مسئله ى عوض شدن يك اعتقاد فقط نبوده است. مسئله اين بوده كه كسانى به خاطر جاذبه هاى مادى، به خاطر تأمين هواهاى نفسانى، حاضر شدند به حيثيت نظام اسلامى لطمه بزنند و پشت كنند و ايمان اسلامى را رها كنند، كه اين يك مقوله ى ديگرى است و سختگيرى اسلام درباره ى اين افراد از اين مقوله است.

    البته اين نكته هم مورد توجه بايد قرار بگيرد كه اگر ما ميگوئيم كه عقيده، عقيده ى مذهبى و ايمان در جامعه ى اسلامى آزاد است، اين به معناى اين نيست كه اسلام اجازه بدهد كه فريبگرانى و خدعه پيشگانى در جامعه ى اسلامى به راهزنى ايمان مردم بپردازند. اين را قطعاً اسلام اجازه نميدهد. دستهائى كه ميتوانند با ارائه ى جاذبه هاى مادى، با تأمين هوسهاى بشرى، دلهاى سست و ضعيفى را به سمت خودشان جذب كنند، اگر در جامعه ى اسلامى آزادى عمل داشته باشند، مردم ضعيف را و انسانهاى ساده دل را تحت تأثير قرار خواهند داد و آنها را گمراه خواهند كرد و از بهشت به دوزخ خواهند برد؛ «و الّذين كفروا اوليائهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات».(6) اسلام اجازه نميدهد كه مردمى كه دلشان به نور ايمان منور شده است، به وسيله ى چنين ايادى اى به سمت ظلمت باز هم كشيده بشوند. لذا اسلام با تبليغات ضداسلامى و فريبگرايانه، نه با بحث و جدل استدلالى، با خدعه و فريب تبليغاتى درباره ى مسائل اعتقادى كه موجب سست شدن ايمان مردم و راهزنى دلهاى مردم ميشود، مقابله ميكند كه نشانه هاى اين را در احكام متعددى از اسلام ما مى بينيم.

    من يك جمعبندى كوتاهى بكنم اين بحث مربوط به اعتقاد را در سه جمله: اسلام با ايمان باطل و غلط مخالف است، اما اسلام با كسانى كه مؤمن به باطل هستند و اعتقاد باطلى آورده اند، با اعمال زور مقابله نميكند، بلكه آنها را به وسيله ى حكمت، به وسيله ى موعظه، به وسيله ى تبليغ و بيان حقيقت، به سمت ايمان صحيح جلب و جذب ميكند؛ و علاوه ى بر اينها، اگر آن كسى كه مومن به غيرحق هست، اين ايمان او در عمل او آثار تخريبى عليه جامعه به جا بگذارد، با اين هم اسلام مقابله ميكند؛ اين سه نكته ى اساسى و اصولى در باب آزادى عقيده است كه خط مشى نظام جمهورى اسلامى هم همين است.

    در جامعه ى اسلامى ما وظيفه داريم كه ايمان اسلامى را براى مردم تشريح كنيم، جاذبه هاى ايمانى را براى مردم روشن كنيم. براى رسوخ ايمان جامعه، دولت اسلامى موظف است فعاليت بكند. اين يك نكته. اما در همين جامعه ى اسلامى با كسانى كه ايمان غلط دارند، نظام اسلامى و دولت اسلامى با زور و قدرتمدارى و قهر و غلبه برخورد نميكند. اينى كه گاهى در رسانه هاى دنيا نسبت به فشار بر اقليتها در كشور ما جنجال راه مى اندازند، اين يك دروغ واضح و آشكارى است. در جامعه ى اسلامى اقليتهاى مذهبى و صاحبان عقايد و ايمانهاى مختلف زندگى خودشان را ميكنند. كسى آنها را مجبور به پذيرفتن عقيده ى حق نميكند، آنها خودشان هستند كه در اين جو عظيم اجتماعى قدرت انتخاب دارند. اگر انتخاب درست كردند، به نفع خود آنهاست. و اگر انتخاب درست هم نكردند، دولت اسلامى و جامعه ى اسلامى با آنها نه فقط كارى ندارد، بلكه از حقوق اجتماعى هم برخوردارد هستند؛ اما در مقابل تخريب، در مقابل وسوسه ها و رهزنى دلها البته جمهورى اسلامى خودش را موظف ميداند كه از ايمان قلبى مردم حراست كند و محافظت كند. اين هم يك وظيفه ى ديگر است كه همان طور كه ملاحظه كرديد، از اصول مسلم اسلامى و از آيات قرآن و از سيره ى مسلمانان صدر اسلام و ائمه (عليهم السّلام) اين معنا را ما استفاده كرديم. ان شاءاللّه در ادامه ى بحثها به انواع ديگر آزادى و نظر اسلام و وظائف دولت اسلامى خواهيم پرداخت.

    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

    والعصر. انّ الانسان لفى خسر .

    الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(7)


    پی نوشت:

    1) اعراف: 157

    2) ممتحنه: 8

    3) انبياء: 64

    4) نحل: 106

    5) نحل: 107

    6) بقره: 257

    7) عصر: 3 – 1

    منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای

    http://farsi.khamenei.ir/speech-contentهid=21492

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :