پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • آسيب‌شناسي فيلم ديني   
  • 1390-06-23 17:35:34  
  • تعداد بازدید : 12   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • آسيب شناسي فيلم ديني

    سید علی آتش زر

    سير روايي يك فيلم، نحوة شكل گيري شخصيت ها و ماجراها، ساز و كار تحولات پيش روي آن ها و ربط منطقي و تعامل ميانشان را يقيين مي كند. محتوا و ايدة مركزي فيلم معمولاً به صورت مجرد و انتزاعي به ذهن فيلمنامه نويس و فيلمساز نمي رسد؛ بلكه اغلب برخي شخصيت هاي پر انرژي يا ماجراهايي پر كشش، در روح و انديشة فيلمساز تكوين يافته، به تدريج بارور مي شوند. اين سير پر تب و تاب شكل گيري شخصيت ها و ماجراها، شروع فراينده و پيچيدة سير روايي است كه با محتواي فيلم ارتباطي ارگانيك، پيچيده و دروني دارد. استحكام عناصر روايي در ارتباط با محتوا، هر چه ژرفناك تر و گسترده تر باشد، بياني تأثيرگذارتر خواهد يافت و طيف گسترده اي از مخاطبين را با سطوح متفاوت در بر خواهد گرفت

    از آسيب هاي جدي در عرصة فيلمسازي مضامين ديني، عدم توجه به اين نكته پر اهميت است كه تلقي غلط از آن باعث شده است برخي با اين پندار كه مضمون و محتوايي ارزشمند را بر سيري بي روح از يك روايت مكانيكي تحميل نمايند، داستان هايي سست، بي روح و به شهرت كليشه اي و شعاري را به تصوير مي كشند به گونه اي كه سطوح خودآگاه و ناخودآگاه ذهن مخاطب آن را پس مي زند. در نگاهي خوشبينانه اگر برخي از اين فيلم ها توفيقي حاصل مي نمايند، نه به سبب القاي حس ارزشمند مضمون عالي، بلكه در كشش هاي مكانيكي گره افكني و گره گشايي سطحي آن است.

    ذيلاً چند نمونه از فيلم ها را با لحاظ اصول پيش گفته، تحليل مي نماييم تا مصاديق عيني كاركرد و تكوين سير روايي را اجمالاً باز گوييم.

    سريال «امام حسن (ع)»

    سريال «امام حسن (ع)» فيلمي بود كه حيات پر تنش حضرت امام حسن را به تصوير كشيده بود؛ دوره اي حساس كه تبليغات سياسي، مذهبي و اجتماعي پس از حضرت علي (ع) دستخوش چرخشي كلي و اساسي شد و نهاد خلافت و قهورت سياسي مبتني بر نگاه حكومت ديني به حكومت سلطنتي و موروثي تبدل يافت. در سريال امام حسن (ع)، روايت فيلم بر اساس تاريخ صرف بنيان نهاده شد و جز اندكي از شخصيت ها و ماجراهاي فرعي كم اهميت، تاريخ نقلي سيري خطي يافت و اصول روايت صرفاً با رويكردي مكانيكي حامل وقايع تاريخي گرديد.

    سريال امام حسن (ع) در ارتباط با مخاطب چندان توفيق حاصل نياورد. با نگاه خوشبينانه، تنها مي توان نهايت توفيق اين فيلم را نقل تاريخ تصويري تلقي كرد به گونه اي كه تا حد زيادي رسانة ويژة آن ناديده انگاشته شده و امكانات رسانه اي و هنري معطل مانده است. فيلم هيچ جهان منحصر به فردي را خلق نمي كند و مانند آن است كه تماشاگر يك كتاب متوسط تاريخي را گشوده و مرور مي نمايد بي آن كه تجربه اي از روح زندگي امام حسن (ع) را براي تماشاگر فراهم آورد. يا علقه و علاقة ايماني مخاطب را دروني نمايد.

    سريال «امام رضا (ع)»

    سريال «امام رضا (ع)» نمونة ديگري است كه اتفاقاً همان فيلمساز سريال امام حسن (ع) آن را كارگرداني كرده بود، سريال «امام رضا (ع)» با وارد كردن تعداد بيشتري از شخصيت ها و ماجراهاي ديگر، خواسته بود از امكانات رسانه هنري بهره بگيرد و البته اين سريال در مقايسه با سريال امام حسن (ع) از مخاطب افزون تري برخوردار گرديد و رضايت نسبي گروهاي بيشتري را فراهم آورد، ليكن باز در رويكرد آن به سامان روايي، همان انگاره مكانيكي اتخاذ شده بود و همچنان امكانات هنري و رسانه اي فيلم، ناديده گرفته شده بود.

    بايد توجه داشت كه نمي توان علت اين كاستي را صرفاً به ضعف فيلمساز ارجاع داد، چنانچه همين فيلمساز، فيلم موفق «همسر» را در پرونده خود دارد؛ بلكه دلايل مختلفي مي تواند اين رويكرد را سبب شود. هر چه كه باشد، نقطه اينجاست كه رويكرد مكانيكي به روايت، وجوه ارزشمند هنري ـ رسانه اي را از بين مي برد و اين فيلم ها با توجه به رويكرد، چندان موفق نبودند، هر چند مي توانند تجربه هايي باشند كه در توليد فيلم هايي با مضامين تاريخ اسلام، لحاظ شوند و با آسيب شناسي آن ها رويكردهاي موفق اتخاذ گردد.

    سريال «مردان آنجلس»

    سريال «مردان آنجلس» حكايت مرداني بود كه در برابر حاكمان و مردمان بت پرست و مشرك كه آخرت و رستاخيز را انكار مي كردند، بر مي آشوبند. و موحدان آنجلس، در كشاكش مبارزه با منكران قيامت، به غاري پناه مي برند و پس از سال هايي مديد، بيدار مي شوند و جهاني ديگر گونه را با مردماني مؤمن در برابر مي بينند.اين سريال، از فيلم هاي نسبتاً موفقي بود كه در بيان واقعه اي از تاريخ ديني تا حدودي توانست رضايت مخاطبين را جلب نمايد. اين توفيق اما در قسمت هاي مختلف، تفاوت و نوسان داشت به گونه اي كه قسمت هاي اوايل آن چندان توفيق نداشت، ليكن آخرين قسمت ها توجه تماشاگران افزون تري را جلب كرد. در قسمت هاي نخست، مانند ديگر سريال هاي تاريخ ديني، بيشتر بيان تصويري وقايع تاريخي بود با مقاديري از مضامين شعاري كه بر داستان سنگيني مي كرد؛ اما آخرين قسمت ها به ملودرام نوستالژيكي نزديك شد كه حكايت احساس فراق ماكسميليان ـ شخصيت اول ـ نسبت به هلن، همسر از دست رفته اش بود در مواجهه با نوه اش كه به همسر فقيدش مي مانست.

    در مجموع آنچه تماشاگر بيش تري را جلب كرد، همان حس عاشقانه غربت آكند شخصيت اول بود.

    سطح اول مضموني رتماتيك اين سريال، مسئله معاو قيامت بود؛ ليكن اين مضمون و مضامين ديني فرعي كه مورد نظر سازندگان اين سريال بود، چندان در سير روايي فيلم سامان نيافت و مانند ساير سريال هايي از اين دست، تاريخ و مضامين ديني در فرايندي مكانيكي بر دوش روايت نهاده شد؛ لذا اين سريال نيز نتوانست جهان داستان را به تجربة مخاطب در آورد و جان تماشاگران فارغ از جهان معنوي آن، صرفاً در كنار بيان تصويري وقايع، حس ديني را بچشيد. اين سريال نيز فقط در بازي كشمكش هاي مكانيكي روايت، در مرز ديدگان مخاطبان علاقمند به مضامين ديني، متوقف ماند.

    منبع: سايت دانشكده صدا و سيما قم

    سيد علي آتش زر  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :