پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • درآمدي بر نگاه رسانه اي به بسيج  
  • 1390-06-23 17:37:50  
  • تعداد بازدید : 17   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • درآمدي بر نگاه رسانه اي به بسيج

    عبدالله عميدى


    بسيج؛ رسانه ميان مردمي


    مقدمه

    به آساني نمي توان پيرامون كاركرد پديده هاي اجتماعي و ابزارهايي كه در انتقال ايده و پيام هاي پديده ها موثرند سخن گفت. اجتماع حاصل حضور افراد است. يكي از راه هاي بررسي كاركردهاي پديده ها در اجتماع، اهداف و شكل گيري و عملكرد گذشته آنهاست؛ يعني آن گونه كه بوده اند، پيامدهاي تصميم، اقدام و فعاليت هاي آنها.
    بسيج به عنوان «پديده اي» اثر گذار برآمده از انقلاب اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست؛ لذا براي شناخت تأثيرات آينده آن بايد با مراجعه به اهداف و عملكرد گذشته آن قضاوت كرد. در ماده 35 فصل چهارم اساسنامه واحد بسيج مستضعفين در خصوص هدف از تشكيل بسيج چنين آمده است: «هدف از تشكيل واحد بسيج مستضعفين ايجاد توانايي هاي لازم در كليه افراد معتقد به قانون اساسي و اهداف انقلاب اسلامي به منظور دفاع از كشور، نظام جمهوري اسلامي و همچنين كمك به مردم هنگام بروز بلايا و حوادث غيرمترقبه با هماهنگي مراجع ذي ربط مي باشد.» (ترابي و روحي، 1379، ص44)
    حضرت امام(ره) در اين خصوص مي فرمايند: «ملتي كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پول پرستي و تحجرگرايي و مقدس نمايي است، بايد همه افرادش بسيجي باشند و فنون نظامي و دفاعي لازم را بدانند، چرا كه در هنگامه خطر ملتي سربلند و جاويد است كه اكثريت آن آمادگي لازم رزمي را داشته باشد.» (امام خميني، 1379، جلد21، ص195)
    بر هيچ كس پوشيده نيست كه امروز يكي از ابزارهاي مبارزه بين تمدن تكنولوژيك غرب و جهان اسلام، «رسانه» است؛ لذا شناخت و بهره مندي از رسانه در مبارزه با ظلم و جور مستكبران جزء نيازهاي دفاعي به حساب مي آيد. رهبر معظم انقلاب اسلامي در بياني شفاف فلسفه وجودي بسيج را اين گونه شرح مي دهند: «بسيج، يعني حضور بهترين و بانشاط ترين و با ايمان ترين نيروهاي عظيم ملت در ميدان هايي كه براي منافع ملي، براي اهداف بالا، كشورشان به آنها نياز دارد، بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحنافداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.» (موسسه فرهنگي قدر ولايت، 1382، ص 47-45)
    لذا بسيج و بسيجيان بايد، هم در شناخت خود و در ساختار و سازمان و سامانه فرهنگي، فكري بسيج تفكر كنند و هم در شناخت رسانه و كاركردهاي آن. اين نياز از چهار منظر مورد توجه است و هر كدام با توجه به تأثيرگذاري خاص خود، از اهميت ويژه اي براي برنامه ريزي در خصوص آن برخوردارند:
    1- بسيج، خود يك «رسانه ميان مردمي» است.
    2- در بسيج چه در حوزه سازمان و چه در بعد فكري و انديشه «رسانه» وجود دارد و نياز به تعميق و توسعه بخشي در تمام سطوح و ابعاد آنها حس مي شود.
    3- رسانه هاي جمعي بيرون از حوزه ساختار و سازمان بسيج وسايلي هستند كه بسيج بايد از آنها از يك سو براي سازماندهي آنها در ارتش بيست ميليوني و از سويي در جهت تحقق اهداف كلان نظام بهره برداري كند.
    4- دشمنان انقلاب اسلامي همواره از رسانه به عنوان ابزار نبرد در حوزه افكار عمومي بهره گيري مي كنند. اين مسئله براي بسيج به عنوان برترين نيروي حافظ ارزش هاي انقلاب اسلامي و مدافع فرهنگ و تمدن ايران اسلامي و جغرافياي اقليمي آن مهم است و برخورد مناسب با آن جزء وظايف وي به حساب مي آيد.


    مساجد، تكايا و بازار؛ رسانه هاي سنتي
    اين مطلب در پي آن است كه با بررسي تعاريف و نظريه هاي رسانه اي و ارتباط جمعي به بررسي كاركرد رسانه اي بسيج بپردازد. به همين منظور ابتدا با آشنايي مختصري از رسانه و سير تحول آن از سنتي تا نوين، نظريه هاي ارائه شده در خصوص ارتباطات و رسانه ها به صورت موجز ارائه و سپس به بررسي موضوع «بسيج، رسانه است» پرداخته مي شود.
    ¤ رسانه يا وسايل ارتباط جمعي
    تعريف رسانه به صرف ريخت نگري و بدون توجه به نگاه جامعه شناختي آن، كه موجب تأثير گذاري و تأثير پذيري منشورگونه اي را فراهم مي سازد، ميسر نيست. با نگاه به نظريه هاي ارتباطي در حوزه علوم ارتباطات و ديدگاه هاي جامعه شناسان در اين خصوص، بايد گفت رسانه از نگاه صاحب نظران هنوز واجد تعريف جامع و مانع نشده است. «رسانه» اسم آلت است از مصدر «رسانيدن» و به معني «وسيله رسانيدن» است و در اصطلاح علوم ارتباطات اجتماعي، مقصود از رسانه وسيله رساندن پيام از پيام دهنده به پيام گيرنده است.
    تعريف رسانه از روي اولين و ساده ترين مدل ارتباطي آن، همان چيزي است كه وسيله يا عامل شرايط ساز بين فرستنده پيام و گيرنده پيام است و پيام از طريق يا به وسيله آن ارسال مي شود. «بسياري نيز از اثر گذاري وسيله انتقال پيام بر فرايند ارتباطي سخن به ميان آورده اند. ليكن در اين تأثير، حدي است و نبايد چندان بر آن تأكيد شود كه در ورطه ماده گرايي گرفتار آييم.»
    در نتيجه رسانه وسيله ايجاد ارتباط يا همان انتقال پيام است اما وسيله اي است كه در فرايند انتقال پيام مي تواند تأثير گذار هم باشد كه ميزان و چگونگي تأثير آن مسلماً جاي بحث جدي دارد. در اين خصوص، از يك سو جامعه شناسان و از سويي سياست ورزان فلسفه گرا از منظرهاي مختلف آن را مورد بررسي و تحليل قرار داده اند كه همه جاي تأمل جدي دارد؛ منتهي اين وسايل امروز ايجاباً جزء زندگي ما شده اند و فرض جدايي از آنها ناممكن نيست، اما به صورت جمعي نزديك به ناممكن مي نمايد. براي شناخت بهتر و بيشتر ابزار يا وسايل ارتباط جمعي يا همان رسانه مي توان آنها را به رسانه هاي سنتي، مدرن و نوين تفكيك كرد.
    ¤ رسانه هاي سنتي
    نگاه به گذشته نه چندان دور، روشنگر مسير طي شده در زندگي اي است كه با وسايل ارتباط جمعي خاص خود شكل گرفته و بر آن سامانه، جهان امروزين ما به سامان رسيده است. شايد بتوان براي جوامع مختلف وسايل و ابزار هاي رسانه اي ديگري نيز سراغ كرد؛ اما در تاريخ فرهنگي، اجتماعي ايران اسلامي «عمده ترين مراكز ارتباطات سنتي عبارتند از: مساجد، تكايا و حسينيه ها، مجالس روضه خواني و وعظ و خطابه، حوزه هاي علميه، بازارها، قهوه خانه ها، زورخانه ها، عتبات متبركه، حمام هاي عمومي، ميدان گاه ها و بازارچه هاي محلي، كاروان سراها ... هر كدام از اين مراكز در طول تاريخ، كاركرد هاي خاص خود را داشته اند و در عين حال، در بسياري از مواقع به ويژه در مقاطع حساس تاريخي، به صورت يك شبكه ارتباطي مشترك عمل كرده اند. شايد بيشترين پيوند و ارتباط را بتوان بين مراكز ارتباطي مذهبي از قبيل حوزه هاي علميه، مساجد، تكايا و مجالس وعظ و خطابه با «بازار» يافت كه در طول ادوار مختلف به دلايل فرهنگي، اقتصادي و سياسي نه تنها سست نشده، بلكه مستحكم تر نيز گرديده است. حتي از نظر جغرافيايي نيز معمولاً تركيب بازار، مسجد و تكيه و حتي مدارس و حوزه هاي علميه در يك مجموعه قرار داشته است.

    ويژگي هاي منحصر به فرد رسانه هاي سنتي
    در شماره گذشته و در بحث وسايل ارتباط جمعي به رسانه هاي سنتي از قبيل مساجد، تكايا، بازار و... اشاره كرديم. اين رسانه ها و ابزارهاي ارتباطي در جامعه، هنوز در فرايند زندگي اجتماعي ما وجود دارند و البته با تغييرات جزئي و متناسب با زمان، از ويژگي هاي منحصر به فردي برخوردار مي باشند كه مي توان آنها را به شرح ذيل برشمرد:
    1- ارتباطات سنتي، عمدتاً ميان فردي و چهره به چهره است و از عمق، قدرت و تأثيرگذاري بيشتري بر مخاطب برخوردار است.
    2- در ارتباطات سنتي، ارتباط گر غالباً در معرض ديد و در دسترس مخاطبان است.
    3- شخصيت، خصوصيات فردي و رفتاري، صدا و حالات چهره و قيافه در ارتباطات سنتي، نسبت به ارتباطات نوين نقش تعيين كننده تري در موفقيت يا عدم موفقيت ارتباط دارد.
    4- در ارتباطات سنتي از ابزار هاي تكنولوژيك و پيچيده يا استفاده نمي شود و يا استفاده محدودي به عمل مي آيد.
    5- واژگان و فرهنگ بيان، در ارتباطات سنتي به فرهنگ توده بسيار نزديك است و معمولاً از فرهنگ نخبگان فاصله دارد.
    6- ارتباط گران سنتي غالباً با مردم، در كنار آنها و در پيوند و ارتباط مستقيم با توده ها به سر مي برند.
    7- منابع شبكه ارتباط سنتي، كم تر از ارتباطات نوين، با منافع هيئت حاكم و بخش دولتي پيوند خورده؛ بنابراين از قيد نظارت، سلطه و توقعات اين بخش آزاد است.
    8- تعدد و تنوع و در عين حال غير رسمي بودن مراكز و نهادها و نيز ارتباط گران سنتي، امكان اعمال كنترل و سانسور را بر آنها كاهش مي دهد.
    9- پيام هاي شبكه ارتباطات سنتي از حيث شكل و محتوا به زبان و درك مردم نزديك تر است.
    10- محتواي پيامهاي ارتباطات سنتي؛ به طور عمده ريشه در فرهنگ، باورها، اعتقاد ات، ارزشها و هنجار هاي جامعه دارد و به همين دليل راحت تر و سريع تر جذب و پذيرفته مي شود.
    11- احساس نوعي اطمينان و اعتماد نسبت به صحت پيامهاي اين شبكه و نيز صراحت اين پيامها كه مبتني بر اعتقادات و سنت هاست و هم با مشاهدات و تجربه هاي تاريخي مخاطبان هماهنگي دارد و پذيرش پيامهاي آن را ممكن تر و گسترده تر مي سازد.
    12- ارتباط گران، نهادها و پيامهاي ارتباطات سنتي، در طول يك و نيم قرن اخير، بسياري اوقات يا در تعارض با ساختار و نظام قدرت مستقر در جامعه بوده يا دست كم با آن از در سازش وارد نشده اند و يا خود را از آن بركنار داشته اند و همين امر آنها را از وجاهت و مشروعيت برخوردار ساخته است.
    13- عامل انساني، احساسات و عواطف و در نتيجه تحريك پذيري و نشان دادن واكنش هاي سريع و آني در ارتباطات سنتي، نقش غالباً برجسته اي دارند و به همين دليل از اين شبكه به منظور بسيج عمومي در مواقع لازم و نيز در زمينه امور توسعه مي توان استفاده كرد.
    14- پايگاهها و نهاد هاي ارتباطات سنتي، اغلب چند منظوره اند و براي امور و مقاصد مختلف مورد استفاده قرار مي گيرند بنابراين آنها نهاد هاي نخبه گرا و مردم گريز نيستند، بلكه بسياري اوقات، پناهگاه، استراحتگاه، يا محل دستيابي به آرامش، تجديد قوا و ديدارهاي رو در رو هستند.
    15- تبليغ در ارتباطات سنتي، غالباً مستقيم و صريح صورت مي گيرد و از صفات ارزشي در آن به وفور استفاده مي شود. افراد و اشيا در ارتباطات سنتي ممدوحند يا مذموم، مشروعند يا نامشروع، سياهند يا سفيد و معمولاً «حد وسط» در آن به ندرت وجود دارد.»


    رسانه هاي مدرن رسانه هاي الكترونيكي نوين
    پيش تر گفتيم كه براي شناخت بهتر و بيشتر ابزار يا وسايل ارتباط جمعي يا همان رسانه مي توان آنها را به رسانه هاي سنتي، مدرن و نوين تفكيك كرد. در دو شماره قبل نگاهي اجمالي به رسانه هاي سنتي و ويژگي هاي منحصر به فرد آنها داشتيم. در اين شماره به موضوع رسانه هاي مدرن مي پردازيم.
    رسانه هاي مدرن عموماً متعلق به دوران پس از رنسانس است، هر چند برخي از آنها ريشه در سنت نيز دارند و شايد بتوان آنها را بين سنت و مدرنيته جاي داد، اما به عنوان مثال كتاب را از آن جهت جزء رسانه هاي مدرن مي دانند كه با اختراع چاپ، استفاده از كتاب عموميت يافت و الا نفس وجود كتاب متعلق به دوره هاي نه چندان نزديك زندگي بشر است. به هر جهت، كتاب، مطبوعات (روزنامه ها، مجلات و ...) راديو، تلويزيون، سينما و ويدئو از مهم ترين وسايل ارتباط جمعي مدرن محسوب مي شوند.
    ويژگي هاي عمده اين وسايل ارتباط جمعي عبارتند از:
    1- نياز به مشاركت گروهي در توليد و سازمان و محل مشخص
    2- دربرگيري مخاطبان عمده نسبت به وسايل ارتباطي سنتي
    3- سرعت انتشار
    4- دربرگيري و انتقال حجم زيادي از اطلاعات
    5- امكان حمل و نقل و جابه جايي (فيلم، كتاب و مطبوعات)
    6- ماندگاري پيام (كتاب، فيلم و مطبوعات)
    7- قابليت نظارت و كنترل.
    رسانه هاي الكترونيكي نوين يا تله ماتيك (Telematic)
    رسانه هاي «تله ماتيك» نتيجه آخرين انقلاب تكنولوژيك بوده و مي روند تا جاي تلويزيوني را كه ما مي شناسيم و به آن خو گرفته ايم، بگيرند. اين واژه مجموعه اي از پيشرفت هاي تكنولوژيكي را در بر مي گيرد كه در قلب آن واحد نمايشگر (صفحه تلويزيون) مرتبط با يك شبكه كامپيوتري قرار دارد. آنچه گاه «رسانه نوين» خوانده مي شود و طي دهه هشتاد پديدار شده، در حقيقت مجموعه اي است از تكنولوژي الكترونيكي گوناگون با استفاده هاي مختلف كه هنوز در سطح وسيع به عنوان رسانه جمعي جا نيفتاده و فاقد تعريفي روشن از فايده و كاركرد خود هستند.
    پاره اي از اين تكنولوژي ها عبارتند از: انتقال (با كابل يا ماهواره)، مينياتوري كردن، ذخيره كردن و بازيابي، نمايش بر صفحه (با استفاده از تركيبات انعطاف پذير متن و گرافيك) و كنترل (توسط رايانه). ويژگي هاي اين رسانه ها برخلاف رسانه هاي قديمي چنين است: عدم تمركز (در واقع؛ مثل سابق، انتخاب و ارائه مطالب عمدتاً در دست عرضه كننده ارتباط نيست)، ظرفيت بالا (انتقال به كمك كابل يا ماهواره محدوديت هاي پخش زميني را پشت سر مي گذارد)، فعاليت متقابل (دريافت كننده مي تواند انتخاب كند، پاسخ دهد، مكالمه كند و مستقيماً به ديگر دريافت كنندگان وصل شود) و بالاخره، انعطاف پذيري شكل، محتوا و كاربرد.
    رسانه تله ماتيك نوين، علاوه بر شتابي كه به گسترش راديو و تلويزيون هاي معمولي داده، به دو شكل به عموم عرضه شده است، تله تكست و ويدئوتكست. اولي اطلاعات زمينه اي زيادي را از طريق پخش از بالاي جو براي تكميل برنامه سازي تلويزيوني متعارف بر روي گيرنده هاي مخصوص مي فرستد. اين گيرنده ها بيننده را قادر مي سازد كه با اراده خود برنامه دلخواه خويش را برصفحه آورد. در دومي، هر كاربردي كه به يك پايانه و يك صفحه نمايشگر تلويزيون مجهز باشد از راه سيم به مجموعه بزرگ تر و متنوع تري از اطلاعات ذخيره شده در كامپيوتر وصل مي شود و اين امر به او توانايي مي دهد كه از اين مراكز سوال كند و با آن مشاوره نمايد.

    بسيج و تغييرات اجتماعي
    افق پيش روي بشر، در ساحت كلي، افقي پراميد و رو به آسايش و آرامش و امنيت است، هر چند بشر در گيرودار زندگي روزمره خود غافل مانده و از آن آينده بي خبر باشد. انقلاب اسلامي ايران نيز زاييده همين اميد است؛ انقلابي كه در انديشه و فكر، ذات و فطرت انسان ها را مخاطب قرار داده و آنها را نسبت به اين آينده، حساس و خبردار مي سازد؛ در نتيجه تحول و تغيير اجتماعي، خصيصه ذاتي انقلاب اسلامي است.
    بسيج در ساحت فكر و انديشه، حامل، ناقل، مروج، توسعه بخش و تداوم دهنده آرمان انقلاب اسلامي و در حوزه ساختار و سازمان نيز مأمور به دفاع از ارزش هاي آن است. در تغييرات اجتماعي «حتي آنهايي كه به يك عامل خاص توجه دارند، به اين امر معترفند كه دگرگوني اجتماعي هميشه حاصل چند عامل به هم پيوسته يا مجموعه اي از عوامل است كه همزمان و به صورت متقارن عمل مي نمايند و هر كدام نيز متقابلاً بر روي هم اثر مي گذارند.»
    بسيج به عنوان ستون فقرات انقلاب اسلامي - چه به عنوان نيروي اجتماعي، چه به عنوان رسانه اي ميان مردمي و چه به عنوان عامل اصلي در بازدارندگي دفاعي و... - هر چند جزء عوامل موثر در تغييرات اجتماعي آينده است، خود نيز متأثر از عوامل ديگر خواهد بود. پس شناخت خود بسيج به كمك عوامل موثر ديگر در تغييرات اجتماعي، كه يكي از اثر گذارترين آنها رسانه است، مي تواند جهت و جهش دهنده باشد. اين به معني ايجاد زمينه هاي لازم براي ايجاد شرايط تغيير است؛ «شرايط تغيير، عناصري هستند مناسب يا نامناسب كه اثر يا اثرات يك يا چند عامل را فعال تر يا كندتر، شديدتر يا ضعيف تر مي كند.»
    صاحب نظران حوزه تغييرات اجتماعي از عوامل مختلفي نام برده اند كه عمده ترين آنها عبارتند از: جمعيت، تكنيك، مذهب، جغرافيا، اقتصاد و فرهنگ. در اين ميان برخي بر اين باورند كه بعضي از اين عوامل زير مجموعه اي از همان فرهنگ هستند. «تكنولوژي، عنصري است از فرهنگ؛ زيرا پيشرفت تكنولوژي كاملاً وابسته است به پيشرفت علم و در اين زمينه جامعه شناسي علم، كاملاً نشان داده است كه پيشرفت هاي علمي وابسته به ارزش ها و جهان بيني خاص و در رابطه با جهت يابي هاي مذهبي يك جامعه است.»
    ما در اين نگاه، كاري با اختلاف نظرها بر سر جايگاه عوامل در نسبت با يكديگر نداريم، بلكه دنبال اين هستيم كه تصوير روشني از تأثير گذاري عوامل را در ذهن تداعي نماييم تا با در نظر گرفتن كاركردهاي هر كدام در نسبت با اهداف آرماني انقلاب، نقش و جايگاه بسيج را بهتر بشناسيم تا با آگاهي بهتر به تحرك و كنش لازم پرداخته شود.
    بسيج، رسانه است؛ براي شفاف شدن مفهوم و منظور از اين موضوع، لازم است تعريف ديگري از رسانه ارائه دهيم. «مارشال مك لوهان» تعريفي ظريف و شايد تكان دهنده از رسانه دارد: «رسانه يعني همان پيام.»
    لذا مي توان نتيجه گرفت كه؛ 1- رسانه وسيله يا ابزار پيام است. 2- رسانه در فرايند انتقال پيام مي تواند تأثير بگذارد و 3- رسانه خود پيام است. با اين توضيح، رسانه هم با منبع پيام (توليد پيام) مرتبط است، هم در چگونگي پيام موثر است و هم مي تواند خودش به خودي خود پيام باشد. از طرفي، رسانه در متن زندگي مخاطب است؛ محل كار، محل زندگي خانوادگي، محل تفريح و ورزش و....

    مولفه هاي رسانه بودن بسيج
    ارتباطات از پديده هاي مهم و تاريخي در روابط اجتماعي است كه همواره توجه انديشمندان را به خود جلب كرده است؛ چرا كه «واقعيت آن است كه ارتباطات به معناي مبادله اطلاعات و پيام رساني، در عرصه هاي علم و تكنولوژي، اقتصاد و تجارت، فرهنگ و سياست، جوهره اصلي را تشكيل مي دهد. بنابراين، بحث و كنكاش درباره ابعاد مختلف آن، اعم از مفاهيم و مصاديق، مفيد و كارگشاست.»
    پديده پيام كه از تمام سطوح و ابعاد ساختارهاي اجتماع برمي خيزد، در شرايطي امكان پوشش جامع و كامل مي يابد كه در تمام اين سطوح و ابعاد، عناصر خبرگير و انتقال دهنده حضور داشته باشند و فعاليت كنند. اينگونه حضور و فعاليت، مطمئناً براي هيچ رسانه اي امكان پذير نيست كه هم بتواند در جمع آوري تلاش نمايد و هم در انتقال، آن با پوششي جامع و كامل اما بسيج در تمام اين سطوح و ابعاد حضور دارد و فعاليت مي كند و در جريان انتقال پيام موثر است و تأثير آن نيز بنا به دلايلي كه بدان خواهيم پرداخت از نوع خاص و قابل اعتناست.
    بسيج در تمام سطوح تصميم ساز، مجري و بازخوردها حضور و نقش دارد. بنابراين، وقتي پديده اي در تمام سطوح و ابعاد، وسعت حضور دارد و عمق اين حضور نيز مشاركت و كيفيت بخشي به تصميمات و اجرائيات است و در مورد بازخوردها و بازتاب ها نيز با حساسيت خاص برآمده از جايگاه ايماني، اخلاقي و ارزشي او احساس مسئوليت مي كند تا به نحو مطلوبي به سطوح تصميم ساز و مجري منتقل شود، رسانه اي است كه در مورد آن بايد تأمل و در مسير تحقق اهداف كلان كشور روي آن حساب و برنامه ريزي كرد.
    مولفه هاي ديگري نيز وجود دارد كه نقش رسانه اي بسيج را بيشتر نمايان مي كند كه آنها را برمي شماريم:
    1- بسيج محل آمد و رفت اعضاست.
    2- اعضا بدون هيچ محدوديت صنفي، تحصيلي و جنسي متعلق به تمام سطوح جامعه مي باشند.
    3- در بسيج اصل دريافت و ارسال خبر جزء وظايف سازماني است.
    4- تأثيرگذاري و نقش پذيري به خصوص در نسبت با رويدادها كه كنش فعالانه دارد.
    5- وجود برنامه هاي فرهنگي، علمي و آموزشي مانند روزنامه ديواري، مجله، كتاب خواني و جلسات توجيهي.
    6- وجود فعاليت هاي فرهنگي، مذهبي، گردشي و متمركز، مانند كلاس هاي قرائت قرآن، روضه خواني، دعا و زيارت.
    7- به طور متوسط در هر خانواده اي يك نفر عضو بسيج است؛ يعني در نهاد اصلي شكل دهنده اجتماع.
    8- تعامل رسانه هاي جمعي با بسيج به دليل پاسخگويي به نيازهاي مخاطبان خود.
    9- استقرار رده هاي بسيج در مراكز داراي ويژگي رسانه مانند مسجد، مدرسه، دانشگاه، اداره، شركت، كارخانه، اتحاديه، صنف و ...
    10- شكل گيري نمادهايي در حوزه سازمان و تفكر بسيج كه در جامعه شناخته شده است و كاركرد ارتباطي دارد، مثل چفيه، سربند، پلاك و ...
    11- همچنين سطوح ارتباطي در اين حوزه فكري و سازماني شامل :الف) اساتيد حوزه و دانشگاه، مهندسان، فرهنگيان و پزشكانب) مديران دستگاه هاي دولتي، شركت ها، كارخانه ها و اتحاديه هاي صنفي ج) كارمندان، كارگران و بازارياند) دانش آموزان و دانشجويانه) كشاورزان، بنايان، كارگران عمراني و ... و) بانوان ز) اصحاب رسانه ها و عناصر فرهنگي، هنري ح) و ... .

    سطوح و اشكال اطلاع رساني بسيج
    حوزه «دربرگيري» مخاطبان از سوي بسيج يا به تعبيري ديگر دايره دامنه دربرگيرندگان داده هاي اطلاعاتي بسيج، وسيع و همه شمول است. اگر در يك فرايند تعريف شده اين كاركرد مورد توجه واقع شود، در موقع لزوم مي تواند سيطره هرگونه رسانه اي را در هم بشكند و با كاركردهاي برتر خود به تمامي نيازهاي مخاطبان پاسخ گويد. اين دامنه وسيع و همه شمول در سطوح مختلف قابل تفكيك و شناسايي است كه البته مي تواند با كاركرد هاي عمدتاً متفاوت هم همراه باشد:
    الف) سطح ساختار سازماني كه مي تواند جنبه كاركردهاي امنيتي داشته باشد.
    ب) سطح سامانه فكري و انديشه اي كه تمامي واجدين افكار بسيجي را شامل مي شود و علاوه بر كاركرد خاص مي تواند در موضوعات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و هنري عمل كند.
    ج) سطح مخاطبان تحت نفوذ شامل نمازگزاران مساجد، كارمندان ادارات، كارگران كارخانه ها، صنوف و بازاريان اتحاديه ها، دانش آموزان مدارس، دانشجويان دانشگاه ها، اساتيد حوزه و دانشگاه و ... با كاركرد عام.
    د) تمامي افراد جامعه از سطح خانواده تا محيط كار و كارخانه و بازار، كوچه و خيابان و ورزشگاه و ... .
    اين كاركردها به خصوص در بخش عام و اجتماعي، در كنار نماد و نشانه هاي بسيج كه حتي مخالفان نيز در صداقت، اخلاص، ايثار و ... آن شك ندارند، در فكر سازي و جهت دهي افكار عمومي، قدرت و توانايي فوق العاده اي دارد.
    به طور كلي بسيج در سه سطح مي تواند نقش رسانه اي خود را ايفا كند:
    1- سطح نيازهاي امنيتي ساختار و سازمان كه داراي ساز و كار خاص خود است و همواره نيز وجود داشته است. اين سطح با كاركرد خاص خود در خدمت اهدافي چون: امنيت ملي، آرامش اجتماعي، مقابله با حوادث طبيعي و غيرطبيعي و دشمنان داخلي و خارجي است.
    2- سطح سامانه فكري و انديشه اي؛ سطح يك، بيشتر مديران و فرماندهان حوزه اطلاعات را شامل مي شد و جنبه خاص داشت، اما اين سطح، تمام بسيجيان را شامل مي شود كه عموماً در محل هاي رده هاي بسيج تردد مي كنند. اين سطح را مي توان در سامانه اي چند وجهي طراحي كرد.
    الف) انتشار روزنامه اي ويژه اعضاي بسيج كه مي تواند به دو شكل متمركز و غيرمتمركز منتشر شود؛ يعني در صورت داشتن ساز و كار توزيع از مركز، آن را در مركز منتشر كرد و در غير اين صورت، به جهت سرعت انتشار اطلاعات و اخبار، در مركز تهيه و طراحي كرد و به وسيله سامانه هاي ارتباطي نوين در مراكز استان ها به صورت همزمان چاپ و توزيع نمود.
    ب) ايجاد و ساماندهي شبكه اطلاع رساني نوين «اينترنت» ويژه عناصر بسيجي به همراه كد و رمز لازم.
    اين دو روش متمركز در مراكز رده هاي مختلف بسيج كار اطلاع رساني به اعضا را انجام مي دهد و در ارتباط گيري اعضا با رده ها نيز تأثير مثبت مي گذارد.
    3- در اين سطح به روش سطح دو، با ايجاد شبكه اي راديويي اينترنتي مي توان تمام جامعه را مورد خطاب قرار داد.
    رسانه بسيج ويژگي هايي دارد كه آن را از بعضي جهات ممتاز كرده است. رسانه ها اصولاً در انتقال پيام ها جانبدارانه عمل مي كنند؛ يعني گذشته از تأثيرهايي كه پديده دروازه باني خبر به وجود مي آورد، به طور كلي در انتقال هرگونه پيام، اهداف خاصي را دنبال مي كنند. اصل هدفمندي رسانه در ارسال پيام، اصلي پذيرفته شده است. حال اين هدفمندي چه و چگونه باشد جاي خود دارد كه البته بنا به دلايل متعدد از جمله ناهمخوان بودن گرايش فكري تهيه و ارسال كننده خبر با رسانه مربوط، غافل بودن عنصر تهيه و ارسال كننده و ...، مي توانند در دگرگوني پيام تأثيري متفاوت داشته باشند.

    الزامات كاركرد رسانه اي بسيج
    سازماني همچون بسيج با نيروهايي كه داراي اين ويژگي هاي عميق و ارزشمند مي باشد، مي تواند با نقشي سالم در چرخه و گردش عادلانه اطلاعات و اخبار، موثر واقع شده و از حجم دغدغه هاي موجود در خصوص چرخه صحيح اطلاعات، بكاهد و در مواقع حساس و بحراني نيز خلأ ناشي از آسيب پذيري رسانه هاي ديگر را پر نموده و عمليات رواني دشمن را در نبرد رواني اي كه در حوزه افكار عمومي انجام مي دهد خنثي ساخته يا از تأثيرات آن بكاهد. ويژگي ها، مباني و اصول حاكم بر بسيج و بسيجيان، از اين رسانه پديده اي ساخته است كه آسيب هاي انتقال پيام و خبر را به شكل چشمگيري كاهش مي دهد و گاه به صفر مي رساند، اما اصل هدفمندي بر آن حاكم است كه ديگر اين هدف بخشي، گروهي، حزبي، فردي و سليقه اي نيز نيست، بلكه هدفي واحد و در جهت آرمان انقلاب اسلامي را پي مي گيرد كه موفقيت نظام مقدس جمهوري اسلامي است و اين موفقيت حاصل نمي شود مگر به تأمين نيازهاي طبيعي و اساسي افراد جامعه با رويكرد تعالي بخشي به كرامت انساني، در اعتقادي آخرت بينانه و معاد انديش.
    ¤كاركرد رسانه اي بسيج و الزامات آن
    بحث مهم، پيچيده و پرهزينه در موضوع اطلاع رساني، كار جمع آوري اخبار و اطلاعات است. جمع آوري اخبار و اطلاعات از سويي نيازمند حداقلي از اطلاعات، آموزش و آگاهي علمي مي باشد كه بايد فرايند خود را طي كند، منابع لازم تهيه و ارائه گردد تا مهارت مورد نياز حاصل شود. اين مهم به سه شكل و بخش در شرايط كنوني بسيج وجود دارد كه نيازمند تقويت و هدايت و ساماندهي و شكل دهي سامانه مركزي است:
    1- عناصر و بخش هاي مرتبط با مبادي اطلاعات كه همواره تلاش لازم را انجام مي دهند.
    2- واحدهاي فرهنگي رده ها كه به دو مناسبت در اين حوزه فعاليت دارند:
    الف) بحث خبررساني و ارائه عملكرد رده خود به مخاطبان مختلف به وسيله رسانه هاي درون سازماني و برون سازماني، مانند روزنامه ها، مجلات، راديو و تلويزيون در سطوح محلي، منطقه اي و ملي.
    ب) انتقال گزارش عملكرد رده خدمتي خود به رده هاي بالاتر در تقاضاي دوره اي براي عملكرد ماهيانه، سه ماهه، شش ماهه و يك ساله.
    3- عناصر خبرنگار رسمي، نيمه رسمي و افتخاري مرتبط با رسانه هاي موجود در سطح بسيج كه عموماً در بخش يا محدوده محل حضور و تردد خود اقدام به جمع آوري اطلاعات و اخبار و انتقال آن به روزنامه ها و مجلات مربوط كنند.
    اين سه بخش مستلزم آموزش، سازماندهي و هدايت تخصصي و اتصال به سامانه اي متمركز است تا كار جمع آوري و انتقال اخبار را با جديت بيشتر مورد توجه قرار داده، در سامانه متمركز خبرگيري يا جمع آوري، در فرايند آماده سازي، طبقه بندي و انتشار در حوزه هاي مورد نظر قرار گيرد.
    پس از جمع آوري اخبار، اطلاعات و رويداد هاي مختلف در زمان هاي متعدد قابل پيگيري، نظام پردازش براي انتقال و انتشار مناسب در مجاري مورد نظر با به كارگيري عوامل و عناصر حرفه اي متخصص در حوزه علوم ارتباطات اجتماعي اقدام به انجام فرآيند آن مي كند كه مسلماً به بخش هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، هنري، ورزشي، نظامي و امنيتي تقسيم مي شود. آنگاه با طبقه بندي آن، خبر و اطلاعات مربوط به هر طبقه وارد مجراي انتقالي خود مي گردد. جهت انتشار در حوزه مورد نظر، مسلماً «پيام» ها متناسب با ابزار و رسانه مورد نظري كه قرار است در سامانه منتشر شود آماده سازي و ارائه مي گردد.

    منبع: فصلنامه مطالعات بسيج، شماره32، پائيز1385

    عبدالله عميدى  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :