پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • فرهنگ و مساجد  
  • 1390-06-23 17:43:56  
  • تعداد بازدید : 13   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • فرهنگ و مساجد  

    عبدالله رحيمى پردجانى

    مقدمه

    خداي را سپاس که بلاغتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزيد نعمت. ربع قرن از نهال انقلاب گذشته و پا به پاى اين درخت مردم عزيز ما پا به بالندگى گذاشته ولى آنچه باعث ناراحتى اقشار دلسوز و فرهنگى خصوصاً مسئولين نظام جمهورى اسلامى ما شده تهاجم فرهنگى است که از طرف دشمنان قسم خورده اين نظام مقدس مردم عزيز ما را تهديد مي کند و براى مقابله با اين تهاجم گسترده بايد سنگرها را محکم کرد و طبق سخن بنيانگذار کبير انقلاب اسلامى مساجد سنگرند پس ما بايد مساجد را پايگاه اصلي مقابله با دشمن بدانيم و بر استحکام اين پايگاه همت نمائيم. در مقابله با اين موج ضد فرهنگى بايد علاوه بر حفظ شيوه هاى سنتى و تقويت آن از روشها و ابزار نو بهره گرفت. وقتى دشمنان براى تباه کردن جوامع اسلامى و گمراه نمودن جوانان و نوجوانان ما از صدها شيوه و ابزار گوناگون بهره مي جويند نمي توان دست رو دست گذاشت بلکه بايد تماس ابزار و امکانان موجود را به کار بست و يک کار تبليغى اصولى و پيوسته را از سنگر مساجد پي ريزى نمود.

    نقش فرهنگى و آموزشى مسجد

    با توجه به نقشهاى مختلف مسجد، پس از جنبه هاى عبادى مسجد، ابعاد فرهنگي- آموزشى آن بيش از هر جنبه ديگرى برجسته و نمايان است. اين نقش مسجد توجه همه پژوهشگرانى را که درباره مسجد سخن گفته يا اثري علمى نگاشته اند، به خود جلب کرده است. پژوهشهاى تاريخي پيرامون جايگاه مسجد در ميان مسلمانان نشان مي دهد زمانى مسجد مهمترين مرکز آموزشى در جامعه بوده است. در بدهه اي از زمان، مراکز آموزشي اى که در کنار مسجد به فعاليتهاي فرهنگى مي پرداخت تنها شعار اندکى مکتبهاى خانگي بود که در گوشه و کنار شهر مدينه و مکه برپا بوده است. در پاره اى از اين مکتبها قرآن کريم و معارف اسلامى تدريس مي شد. حجم کارهاى آموزشى و فرهنگى که در اين مکتبهاي خانگى انجام مي شد هرگز با آنچه که در مساجد صورت مي گرفت قابل مقايسه نيست. تقريباً تمام علوم رايج آن روز همچون آموزش خواندن قرآن، تفسير، حديث وفقه به طور عمده در مسجد تدريس مي شد. تأکيد اصلى ما در اين نوشتار بر آن است تا با استناد به رفتار عملى و سخنان پيامبر گرامى اسلام (ص) و اهلبيت او، بر ابعاد فرهنگى مسجد تأکيد کنيم و نشان دهيم که آنان با گفتار و کردار خويش ابعاد فرهنگي، آموزشي مسجد را کاملاً مورد توجه قرار داده اند و در پايان نيز چنين نتيجه گيرى کنيم که امروزه نيز با وجود گسترش مراکز آموزشى و فرهنگى بايستى همچنان بر بارور نمودن ابعاد فرهنگى مسجد پاى فشرد. چرا که اکنون نيز مسلمانان بخش در خور توجهى از آگاهي هاى دينى و غير دينى خود را در مساجد فرا مي گيرند.

    مسجد کانون و جايگاه اصلى تبليغ پيامبر (ص): نهضتهاي فکرى و اجتماعى در شيوه آغاز به کار و ادامه حيات آن يکسان نيستند. برخى از نهضتها چون تندرى بهاري آغاز مي شوند، دقايقى مي بارند امواجى توفنده بپا مي کنند و پس از زمان کوتاه از پا مي ايستند. ساعتى بعد گويى هرگز بارانى نباريده و آبى جارى نگشته است. اما نهضت جاودانه اى که پيامبر (ص) آنرا بنا نهاد، چنين نبود. با نزول باران، آيه هاى قرآن در حقيقت چشمه ساري زلال از بينش و دانش در پهن دشت انديشه هاى انسانى به راه افتاد. اسلام با فرمان به خواندن و اهميت دادن به آموزش و قلم و مبارزه با جهل و نادانى را آغاز کرد. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذى خَلَق.... الَّذى عَلَّمَ بِالْقَلَم،عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَم» اسلام همچون رودى آرام ولى سنگين و پر آب در بستر جامعه آن روز که برترين ويژگيش ندانستن بود جارى شد. رفته رفته سنگلاخهاى جهل و خرافه را در هم کوبيد و دشتهاى خشک نادانى را به بوستانهايى پر گل از آگاهي و بينش و دانش مبدل کرد. پيدايش نهضت اسلام نه تنها موجي از افکار و انديشه هاى الهى را در جامعه بپا کرد که شور و نشاط علمى را برانگيخت. علم و دانش و آموختن و ياد دادن بهاي ديگر يافت و شمار آنان که خواندن و نوشتن مي دانستند به گونه اي چشمگير رو به فزونى گذاشت. پيامبر گرامى (ص) آنچه را که بر او نازل مي شد نمي توانست در سينه خود محبوس نمايد بلکه وظيفه داشت آيه هاى کتاب آسمانى را براى مردم تفسير و تبين نمايد: «و انزلنا اليک الذکر لتبين للناس ما نزل عليهم» او آيات کتاب الهى را بر مردم تلاوت مي کرد آنان را تزکيه مي نمود و کتاب و حکمت را به آنان آموزش مي داد. «هو الذى بعث فى الامتين رسولاً منهم يتلو عليهم آياته و يزکيهم و يعلمهم الکتاب و الحکمه...» اين رسالت سنگين، زمان و مکان نمي شناخت. پيامبر (ص) از هر فرصتي براى روشنگرى و آموختن اسلام به مردم بهره مي جست ولى مطالعه در زندگى و سيره آن حضرت نشان مي دهد که مسجد در مجموعه دوران بيست و سه سال رسالت مهمترين سنگر تبليغ دينى پيامبر (ص) بوده است. گرچه ميزان نقشى که مسجد در طول اين دوران در زمينه هاى آموزشى و فرهنگي ايفا نمود، همواره يکسان نبود. براى ارزيابى نقش فرهنگى مسجد در دوران مختلف رسالت پيامبر (ص) و بعد از آن لازم است ابتدا چگونگى پيدايش مسجد در جامعه اسلامى و سير تکاملى آن مورد بررسى قرار گيرد.

    بحثي تاريخى پيرامون مسجد: پيش از آنکه اسلام با بعثت پيامبر (ص) تولد يابد دو مسجد مهم و با عظمت بر روى زمين وجود داشت يکى مسجدالاقصى و ديگرى مسجدالحرام. مسجدالاقصى در بيت المقدس با دست حضرت سليمان (ع) بنا شده بود و مسجدالحرام نيز يادگار حضرت ابراهيم و اسماعيل (ع). اولين مسجد در اسلام: در مبحث تاريخ مسجد در اسلام پرسش اساسي اين است که اولين مسجدى که پس از بعثت پيامبر گرامي (ص) بنا شد کدام است؟ آيا مسلمانان قبل از اينکه به مدينه هجرت کنند و مسجد قبا و مسجدالنبى را بسازند مسجد ديگرى را بنا نموده اند؟ يا اينکه اولين مسجد همان مسجد قبا مي باشد که پس از هجرت پيامبر (ص) به مدينه در اين شهر بنا گشته است؟ در پاسخ به اين سؤال نبايد از نظر دور داشت که امروزه در مکه و اطراف آن از مساجدى کهن همچون مسجد خيف، مسجد ؟؟؟ ، مسجد کبش، مسجد کوثر، مسجد صنايع و مسجد البيعه نام برده مي شود ولى اين بدان معنا نيست که اين مساجد پيش از هجرت مسلمانان به مکه و توسط آنان بنا شده است. زيرا تاريخ بناى بسيارى از اين مساجد چندان روشن نيست. برخى از اين مساجد يادگارى از پيامبران پيشين به شمار مي آيند مثلاً در مورد مسجد خيف در منى آمده است که هفتصد يا هزار پيامبر در آن نماز گزارده اند. اما با توجه به دلايلى که موجود است و نقل قولهايى که شده به سختى مي توان پذيرفت که مسجد قبا اولين مسجد در اسلام است. آنچه در ذهن قوى مي نمايد آن است که مسجد قبا اولين مسجدى است که مسلمانان آزادانه و به طور رسمى آن را بنا نهاده اند.

    نقش فرهنگى مسجد در دوران پيش از هجرت: در سالهاى آغاز بعثت به دليل جو اختناق و شرايط سختى که بر مکه حاکم بود اساساً امکان تبليغ و آموزش علنى براى پيامبر (ص) فراهم نبود به ناچار سنگر تبليغ دينى به طور عمده خانه آن حضرت بود. با اسلام آوردن ارقم بن ابوار قم خانه او به جايگاه آموزش مسلمانان تبديل شد و در سال چهارم بعثت ياران پيامبر (ص) مسلمان بودن خويش را آشکار مي کردند با اين حال نمي توانست از مسجد به عنوان سنگري در راستاى تبليغ و آموزش بهره بردارى کند. مسجدالحرام کاملاً در چنگال مشرکان قرار داشت و مسجد ديگرى که بتوان آزادانه در راستاى اهداف فرهنگى از آن استفاده کرد نيز وجود نداشت.

    نقش فرهنگى مسجدالحرام پيش از هجرت: کعبه و مسجدالحرام از ديرباز جايگاه گردهمايى مردم بود. مشرکان قريش، بازرگانان و مسافرانى که از اطراف مکه به اين شهر مي آمدند پيش از اسلام نيز بر پايه اعتقادات خاص خود براى پرستش بتها و يا طواف خانه خدا گرد کعبه و در مسجدالحرام حضور مي يافتند، پيامبر (ص) از اين فرصتها براى تبليغ آيين توحيد و يکتا پرستى سود مي جستند. آن حضرت بارها در کنار حجر اسماعيل به تلاوت قرآن براى مردم مي پرداخت و آنان را به پذيرش اسلام فرا مي خواندند. دامنه فعاليتهاي تبليغى پيامبر (ص) در ايام ويژه اى که موسم طواف و حج فرا مي رسيد گسترش مي يافت. عده زيادى از مردم در کنار مسجدالحرام با شنيدن صوت آن حضرت که قرآن تلاوت مي نمود ايمان مي آوردند مثل طفيل بن عمرو که پنبه در گوش کرده بود و طواف مي کرد که يکمرتبه جرقه اسلام در دل او هويدا گشت. تاريخ همچنين خبر مي دهد که پيامبر (ص) در مواردى با هيئت هاى نمايندگى که از اطراف مکه براى تحقيق پيرامون مکتب جديد با اين شهر مي آمدند در مسجدالحرام با مذاکره و گفتگو پرداخته اند، ابن هشام مي گويد: هنگامى که رسول خدا (ص) در مکه بودند حدود بيست مرد مسيحي از حبشه به مکه آمدند. گروه ياد شده، پيامبر (ص) را در مسجدالحرام مشاهده کردند نزد آن حضرت آمده و با وى با گفتگو برداختند و پرسشهاي خود را مطرح نمودند. افرادى از قريش نيز در اطراف کعبه اين جلسه را نظاره گر بودند. پيامبر (ص) اعضاى اين هيئت را به توحيد و يکتاپرستى دعوت کرد و آياتى از کتاب آسمانى را براى آنان تلاوت نمود. چشمان آنها با شنيدن آيه هاى قرآن پر از اشک شد. آنها به خدا ايمان آوردند و پيامبرى حضرت را تصديق نمودند.

    تبليغ ياران پيامبر (ص) در مسجدالحرام: دامنه فعاليتهاي تبليغى در مسجدالحرام تنها به پيامبر (ص) محدود نمي شد بلکه رفته رفته ياران صديق و پاکباخته آن حضرت نيز از مسجدالحرام به عنوان سنگر ترويج آيين حياتبخش اسلام بهره برداري مي کردند، عبدالله بن مسعود پس از پيامبر (ص) اولين کسي بود که آراى قرآن را در مسجدالحرام سر داد، ابوذر صحابه راستين پيامبر (ص) روزى با همان شهامت انقلابى که ويژگي هميشگى او بود در مسجدالحرام حاضر شد و در جمع مشرکان آواى «اشهد ان لا اله الله و اشهد ان محمداً رسول الله» را سر داد. مشرکان قريش چنان از رفتار ابوذر خشمگين شدند که او را تا سرحد زخمى کردن کتک زدند.

    نقش فرهنگي- آموزشى مسجد پس از هجرت: پس از هجرت پيامبر (ص) به مدينه و بنا نمودن مسجدالنبى فصل نوينى در آموزش و فعاليتهاى فرهنگى مسلمانان آغاز شد. گرچه تلاشهاي فرهنگى در مدينه پيش از هجرت پيامبر (ص) به آن شهر و قبل از بناى مسجد نيز سابقه داشت همان گونه که پيشتر اشاره شد در سال دوازدهم بعثت گروهى از مردم مدينه به مکه آمدند و مسلمان شدند. ميان اين گروه و پيامبر (ص) عهد نامه اى به نام پيمان عقبه اول منعقد گشت. پيامبر (ص) پس از انعقاد اين پيمان مصعب بن عمير را مأمور کرد تا همراه با آنها به مدينه برود و قرآن و مبانى اسلامى و احکام فقهى را به آنها بياموزد. با اين حال نقش مسجد در فعاليتهاي، فرهنگي- آموزشى پس از ورود پيامبر (ص) به مدينه و بناى مسجد هرگز با قبل از آن قابل مقايسه نيست. با بناي مسجدالنبى در واقع نه تنها معبد و پرستشگاهى ساخته شد بلکه دانشگاهى فعال و سرشار از شور و نشاط علمى نيز پي ريزي شد. حضور منظم و پيوسته مسلمانان در اين مسجد به منظور برپا داشتن نماز بهترين فرصت را براى کارهاى تبليغى و فرهنگى پيامبر (ص) فراهم مي آورد. پيامبر (ص) بر فراز منبر کوتاه که به بلنداى همه تاريخ بود جان تشنگان معارف الهي را سيراب مي کرد.

    نکاتي پيرامون سخنراني هاى پيامبر (ص) در مسجد: سخنراني هاي پيامبر براى حاضر در مسجد نه تنها خسته کنند و ملال آور نبوده که بسيار پر جاذبه بوده. جلسات رسمى همه روزه برگزار نمي شد. اصحاب از ابن عمل رسول خدا چنين برداشت کردند که پيوستگى و همه روزه بودن جلسات سخنرانى موجب خستگى و ملال نمازگزاران مي شود. عبدالله بن مسعود که از چهره اى علمى در روزگار پيامبر (ص) به شمار مي آيد مي گويد: «کان رسول الله يتمنو لنا بالموعظة فى الايام کراهه السائه علينا» «رسول خدا (ص) از آن رو که مبادا ما شنوندگان خسته و ملول شويم، برخى از روزها ما را موعظه مي کردند»- گرچه عبدالله اين سخن را از زبان خود مي گويد، ولى بي گمان او با استناد به سخنى از پيامبر (ص) چنين برداشتى را از شيوه کار آن حضرت نموده است. پيامبر (ص) ديگران را نيز به آسان گرفتن در تبليغ و موعظه سفارش مي کرد. از ايشان نقل شده که در اين زمينه فرموده اند: «يسروا و لا تعسروا و يسروا و لا تنفرط» آسان بگيريد، سختگير نباشيد، بشارت دهيد و مردم را گريزان نسازيد.

    گفتگوهاي علمي- فرهنگى با هيئت هاى نمايندگى در مسجد: علاوه بر مواردى که پيامبر (ص) تازه مسلمانان را به صورت فردي در مسجد آموزش مي داد گفتگوهاى علمى و فرهنگي زيادى نيز ميان آن حضرت با هيئت هاي اعزامى که از سوى قبائل گوناگون به مدينه مي آمدند صورت مي گرفت. جايگاه اين گفتگوها جايى جز مسجد نبود. گرچه براى سکونت و استراحت اين هيئتها خانه اى نيز در نظر گرفته شده بود. پاره اى از آنها نيز با توجه به صلاحديد پيامبر در خانه هاى انصار جا داده مي شدند. براي برخى از آنها همچون هيئت نمايندگى ؟؟؟؟ به دليل طولانى بودن اقامت آنان در مدينه خيمه اى در مسجد بنا مي شد. پيامبر (ص) در کنار يکى از ستونهاى مسجد که تا به امروز نيز به نام اسطوانه الفور «ستون هيئتها» شناخته مي شود اين گونه هيئتها را به حضور مي پذيرفتند و با آنان به مذاکرات دينى و اجتماعى مي پرداختند. گرچه همان گونه که خواهد آمد اين مذاکرات از جنبه هاى سياسى هم برخوردار بوده است ولى از آن رو که اين هيئتها معمولاً به منظور گرويدن به اسلام به مدينه مي آمدند بحث و گفتگو پيرامون معارف اسلامى بخشهاى مهمى از اين مذاکرات را به خود اختصاص مي داد.

    سخناني از پيامبر پيرامون ابعاد فرهنگى مساجد: رسول اکرم (ص) علاوه بر اينکه عملاً مسجد را پايگاه فرهنگى و جايگاه آموزش معارف اسلامى قرار دادند در سخنان فراوانى نيز بر اين نقش مسجد تأکيد نمودند. آنچه در زير مي آيد، بخشى از سخنان پيامبر (ص) در اين زمينه است:

    مسجد جايگاه طرح مسائل علمي: پيامبر در سفارش هاى خود به ابوذر که پيشتر نيز گذشت مي فرمايند: «يا اباذر کل جلوس فى المسجد لغو ؟؟؟؟ قراءة مصل و ذاکر الله تعالى او مسائل من علم» اى ابوذر: هرگونه توقفى در مسجد لغو و بيهوده است مگر براى سه دسته، کسى که پس از نماز به تلاوت قرآن مي پردازد، آنکه سرگرم ذکر و ياد خداست و کسى که پس از نماز به تلاوت قرآن مي پردازد. آنکه سرگرم ذکر و ياد خداست و کسى که به مباحث علمى اشتغال داشته باشد. جمله پايانى اين حديث به روشنى نشان مي دهد که مسجد در اسلام جايگاه گفتگوهاى علمى است. از جمله «مسائل من علم» چنين بر مي آيد که لازم نيست علوى که در مسجد مورد بحث و گفتگو قرار مي گيرد حتماً دانشهاي دينى باشد. بلکه هر دانش سودمندى چنانچه ياد دادن و آموختن آن، از نظر شرعى با اشکالى روبرو نباشد مي تواند در مسجد مورد بحث و بررسى قرارگيرد.

    فضيلت طرح مباحث دينى در مسجد: البته ترديدى که پرداختن به بحث و گفتگو پيرامون مسائل دينى همچون ياد گرفتن احکام شرعي، آموزش علوم قرآن، مباحث اخلاقى و امورى از اين قبيل، افزون بر اينکه به خودى خود از اهميت والاتري برخوردار است با موقعيت مسجد نيز سازگارتر است. اين مطلب را مي توان از حديث زير استفاده نمود. روزى رسول خدا (ص) وارد مجلس شدند گروهى از مردم گرد شخصى جمع شده بودند. پيامبر (ص) پرسيدند چه خبر؟ مردم گفتند: دانشمندى است و (مردم گرد او جمع شده بودند) پيامبر (ص) فرمود: چگونه دانشمندى است؟ گفتند: او از همگان نسب به نسب عرب و مسائل مربوط به آن آگاهتر است. رويدادهاى دوران جاهليت اشعار عرب و فنون ادبى آنها را مي داند. پيامبر (ص) فرمود: اينها دانشى است که ندانستن اش زيانى ندارد و فراگرفتن آن نيز سوادى را در پى ندارد. دانش تنها سه چيز است. فراگرفتن آيه اى محکم، آموختن واجبى از واجبات دين و سنتى پابرجا و جز اينها تنها نوعى فضيلت به شمار مي آيد. دانشمندان بزرگي، همچون ملا صدرا، فيض کاشاني، علامه مجلسى و امام خمينى در تفسير اين حديث فراوان سخن گفته اند. ترجيح جلسات علمى بر جلسات دعا در مسجد: شهيد ثانى درکتاب بينة الهريه اين حديث را مي فرمايد: روزى رسول خدا (ص) به مسجد وارد شدند در مسجد دو مجلس جداگانه برپا بود. گروهى در حال ياد دادن و فراگرفتن دانش بودند. جمعى نيز به دعا و راز و نياز با خداوند مشغول بودند. پيامبر (ص) فرمود: هر دو گروه به سوى نيکى گام بر مي دارند دسته اى خدا را مي خوانند و گروهى نيز آموزش مي بينند و نادان را تعليم مي دهند ولى اين گروه کار برترى را انجام مي دهند. من نيز به منظور آموزش دادن مردم مبعوث شدم. آنگاه پيامبر (ص) خود در ميان گروهى که سرگرم آموزش بودند نشست. اين گونه احاديث، به روشنى نشان مي دهد که پيامبر (ص) با گفتار و کردار خويش مسلمانان را به اهميت علم و دانش آگاه مي کرد. و تشکيل جلسات آموزشى در مسجد را مورد تشويق قرار مي داد.

    اميرالمؤمنين و مسجد: آن حضرت پس از رحلت پيامبر با وجود اينکه نظام حکومتي اسلام از حرکت در مسيرى که پيامبر (ص) براى آن ترسيم نموده بود باز ماند با اين حال، شواهد تاريخى به روشنى نشان مي دهد آن حضرت حتى در دوران بيست و پنج ساله سکوت و برکنارى از خلافت ؟؟؟؟؟ نيز براى بجاي آوردن نماز در مسجد حضور مي يافتند و در موارد لازم به پرسشهاي علمى مسلمانان پاسخ مي گفتند. از عمر بن خطاب نقل شده که در زمان خلافت خويش گفته است: «لا يفتين احد فى المسجد و على حاضر» کسى با حضور على در مسجد حق فتوا دادن ندارد. حضرت على (ع) بارها بر منبر کوفه ندا مي داد که: «سَلُونِى قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي» پيش از آنکه مرا از دست بدهيد بپرسيد تا شما را پاسخ گويم.

    ابعاد فرهنگى مسجد در گفتارى از على (ع): على (ع) فرمود: کسى که به مسجد رفت و آمد کند، يکى از امور ذيل نصيب او خواهد شد. برادرى که از او در راه خدا استفاده مي کند دانشى نو، آيه اى محکم، سخنى که مايه هدايت و راهيابى او باشد، رحمت الهى که آن را انتظار مي کشد، سخنى که او را از گمراهى باز دارد، ترک گناه به سبب حساب بودن از خداوند و ترک گناه به خاطر حيا نمودن از برادران ديني خويش. بيشتر شرح جملاتى که از اين حديث گذشت در حقيقت برخى از آنچه در اين سخن امام (ع) ذکر شده، به جنبه هاي آموزشى مسجد اشاره دارد. پاره اى از آنها نيز ناظر به ابعاد تربيتى و اخلاقى مسجد است.

    تلاشهاي فرهنگى ديگر پيشوايان دين در مسجد: پس از شهادت اميرالمؤمنين (ع) باند امويان و پس از آن عباسيان، زمام رهبرى جامعه اسلامى را به دست گرفتند. در نتيجه هيچ يک از امامان معصوم (ع) نتوانستند در منصب و جايگاهى که پيامبر (ص) براى آنان تعيين نموده بود قرار بگيرند و زمامدار مسلمانان باشند .تنها امام مجتبى (ع) در دوران کوتاه رسماً رهبرى مسلمانان را بر عهده داشت اين فرصت کوتاه نيز بيشتر در مسير سامان دهى به مسائل نظامى و جنگ با معاويه و سرانجام انعقاد بيان صلح با او سپرى شد. دست پليد سياست بازان تنها به کنار گذاردن ائمه (ع) از منصب رهبرى جامعه اسلامى اکتفا نکرد بلکه مسلمانان را از ديارى بيکران دانش آنان بي بهره نمود و از اين راه ضربه اى جبران ناپذير به همه مسلمانان بلکه به تمام بشريت وارد آمد. اين در حالى است که همگان به مراتب والاى علمى و برترى چشمگير آنان نسبت به ديگر عالمان و فقيهان اعتراف مي کردند. شواهد تاريخى به روشنى نشان مي دهد پيشوايان معصوم معمولاً در مساجد حضور مي يافتند و بي آنکه امام جماعت مسجد باشند در نماز جماعت شرکت مي جستند آنان ضمن انس گرفتن با مردم در فرصتهاى مناسب به ارشاد و هدايت آنان مي پرداختند. مثلاً: امام مجتبى (ع) پس از شهادت پدر گرامي اش اولين خطبه خويش را در مسجد کوفه ايراد نمود و از مردم درخواست کرد تا با وى بيعت کنند. پس از انعقاد پيمان صلح با برادر گرامى خود در نماز جماعت مروان بن حکم که از سوى معاويه فرماندار مدينه بود شرکت مي جستند. امام سجاد (ع) ميدان اصلى فعاليتهاى فرهنگى خويش را گسترش دعا و تقويت بنيه معنوى مسلمانان قرار داد با اين حال در زمينه فقه و حديث نيز به آموزش مسلمانان پرداختند تا آنجا که از آن حضرت به عنوان دانشمندى کثيرالحديث ياد شده است. امام باقر (ع) در موسم حج نيز جلسات درس را در مسجدالحرام بپا مي نمود و به آموزش مسلمانان و رفع مشکلات علمى آنان مي پرداخت و همچنين فرمان مي دادند به شاگردان برجسته و ممتاز خويش همچون ابان بن تغلب فرمان مي دادند تا در مسجد مدينه بنشيند و احکام اسلامى را براى مردم بيان کند. شکوفايى علمي و آزادى براى ترويج مبانى اسلام پيامبر (ص) در زمان امام صادق (ع) به اوج خود رسيد به جرأت مي توان گفت تنها در مقطعى از زندگى امام صادق (ع) بود که مسجدالنبى يکبار ديگر توانست بسان خورشيدى تابان پرتو افکنى کند و به مرکز نشر معارف اسلامى و مبانى اسلامى مبدل شود.

    مسجد در زمان غيبت امامان معصوم (ع): در دوران غيبت نيز شاگردان مکتب پيامبر (ص) يعنى عالمان متعهد و خداجوى از سنگر مساجد به تبليغ معارف اسلامى پرداختند. در سايه همين تلاشها که تاکنون ادامه دارد بخش قابل توجهى از معارف و احکام اسلامى در دلها زنده ماند و سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شد. گرچه به لحاظ شدت و ضعف فشارهاى سياسى حکومتهاى ستم پيشه بر مسجد و عامل ديگر ميزان تلاشهاى علمى و فرهنگى در مسجد و مساجد اسلامى همواره يکسان نبوده است. شرح و درد و رنجى که عالمان دين پرور و مؤمنان خداجوى در طول تاريخ در اين راه پرفراز و نشيب کشيده اند خود حديث مفصلى است. امروز ما گوشه اى از اين فشارهاى جانگاه را بر مساجد کشورهاي اسلامى همچون فلسطين، مصر، الجزاير، کشمير، و هند نظاره مي کنيم. اين فشارها در حقيقت نشانگر هراس و وحشت دشمنان دين از اين مراکز الهى است.

    نيتجه گيري: با اين همه مشکلات بايد اعتراف کنيم مساجد مسلمانان در زمينه آموزش و گسترش فرهنگ اسلامى کم و کاستيهاى فراوان داشته و دارند. دلسوزان فرهنگ اسلامى بايستى تلاش کنند تا مساجد به صورت کانونهاى فعال تبليغ و تربيت و مرکز نشر فرهنگي اسلامى درآيد و در جذب مردم به ويژه نسل جوان فعالانه عمل نمايد. براى رسيدن به اين مهم، نبايد تنها به شيوه هاى سنتى و رايج که از نقاط قوت با اين هم برخوردار است، بسنده نمود بلکه زمان آن فرا رسيده که براي رويارويى با امواج سهمگين تبليغات ضد دين از ابزار و شيوه هاى نو نيز بهره بجوييم.

    عبدالله رحيمى پردجانى  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :