پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • فراموشمان نشود كه براي «فرهنگ» انقلاب كرديم   
  • 1391-04-21 18:17:35  
  • تعداد بازدید : 13   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • فراموشمان نشود که برای «فرهنگ» انقلاب کردیم

    گفت وگوی با سعید ابوطالب

    روزنامه آرمان - مــریم احمدی:

    «سعید ابوطالب» مستندساز و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم درباره چرایی و فلسفه حضور خود در عرصه هنر و سیاست می گوید: پیش از علاقه مندی به سیاست به حوزه فرهنگ و هنر گرایش دارم. حدود 30 سال گذشته فعالیت در عرصه فیلمسازی را آغاز کردم. زمانی که در رشته شیمی تحصیل می کردم در مرکز آموزشی باغ فردوس نیز سینما می خواندم. به حوزه مستند بیش از دیگر عرصه های فیلمسازی علاقه مند هستم و فکر می کنم برگ برنده ما در این عرصه مستندسازی است. اگر بخواهیم رقابت و هماوردی با جهان رسانه و یا رقبای بین المللی داشته باشیم مستندسازی می تواند در این راه به ما کمک کند. ورود به عرصه سیاست و مجلس بخشی از زندگی من است که ارتباطی به قبل و پس از آن ندارد. یک مستندساز بودم که امریکایی ها من را در عراق بازداشت کردند و پس از آزادی به پیشنهاد دوستان رسانه ای به مجلس رفتم. سال آخر مجلس هفتم زمانی که یقین داشتم دیگر به عرصه سیاست باز نخواهم گشت، مستندی درباره مجلس با عنوان «ایرانین پارلمنت» ساختم. همچنین مستندهای دیگری با عنوان «اقلیت و اکثریت» و اثر ناتمام «تنفس در 9/7» درباره مجلس هفتم و دولت نهم تولید کردم. آنچه که بیش از دیگر امور در عرصه فرهنگ و هنر برایم اهمیت دارد مستندسازی است و بعد از مجلس دوباره به این سمت بازگشتم. در رشته علوم فنی و مهندسی تحصیل کردم و سپس فوق لیسانس علوم سیاسی گرفتم اما با یقین می گویم هیچ اتفاق دیگری به اندازه سینما و ادبیات به درد فرهنگ جامعه نمی خورد بنابراین هم اکنون همان جایی هستم که باید باشم. گفت وگوی ما با «سعید ابوطالب» درباره وضعیت فرهنگی کشور، شرایط ساخت فیلم مستند در ایران و مسائل مرتبط با آن است.

    وضعیت فرهنگی کشور را پس از روی کار آمدن دولت نهم، چطور می بینید؟

    معتقدم مشکلی که در فرهنگ پیش آمده ربطی به دولت نهم و یا دهم ندارم. ذات انقلاب اسلامی فرهنگی است چراکه انقلاب ما یک انقلاب طبقاتی و یا بورژوازی با ریشه های اقتصادی نبود و مردم خواهان تغییر رفتارهای فرهنگی بودند اما متاسفانه دچار نوعی عملگرایی شدیم که ما را با موضوعات اقتصادی و توسعه صنعتی درگیر کرد و امیدوارم فراموشمان نشود که برای «فرهنگ» انقلاب کردیم. بنابراین فرهنگ همیشه مظلوم بوده است و این مظلومیت را نباید تنها در عرصه سیاسی و یا اقتصادی بررسی کرد بلکه از سوی برخی مجریان فرهنگ نیز مظلوم واقع شد. برنامه های توسعه کشور از ابتدا اقتصادی بودند تا اینکه مقام معظم رهبری خواستند هر برنامه سیاسی و یا اقتصادی یک پیوست فرهنگی هم داشته باشد. اما رشد در این عرصه مبتنی بر نگاه مدیران ارشد نظام و در راس آن رئیس جمهور است چراکه اگر مسئولی شناخت درستی از مباحث فرهنگی نداشته باشد نمی تواند آن را پردازش کند و یا اینکه موضوع فرهنگ را کاملا طفیلی در ذیل موضوعات دیگر می پندارد. به طورمثال گمان می کنند اگر سد می سازند می بایست یک کار فرهنگی نیز در کنارش انجام دهند و عموما فعالیت های رسانه ای را فرهنگی تلقی می کنند درحالی که فرهنگ از جنس ایمان است و مجموعه باورهای یک ملت و تمدن را در بر می گیرد. توسعه فرهنگی همجنس پیشرفت دیگر حوزه ها نیست. توسعه در فرهنگ به معنای تعمیق است یعنی مردم ایمان مدار و باورمندتر شوند اما گاهی با فرهنگ مانند حوزه های اقتصادی و... برخورد می شود. صحبت از توسعه فرهنگی این سوال را پیش می آورد که آیا باید اقتصاد و یا ابزار فرهنگ را توسعه دهیم؟ تصور مدیران از توسعه فرهنگی این است که مثلا سینمای بیشتری بسازیم و یا تیراژ روزنامه ها را بالا بریم! اما همان طور که گفتم توسعه فرهنگ به معنای تعمیق است یعنی مردم جامعه ایمان مدار و باورمند شوند. اگر مولفه های فرهنگی را عددی و آماری کنیم این سوال پیش می آید که آیا مردم ما در سال 91 مومن تر هستند و یا در سال 71و 61؟ . معتقدم ابزار توسعه یافتگی در حوزه فرهنگ با ابزار توسعه در دیگر حوزه ها متفاوت است.

    خب به نظر شما مردم ما در کدام یک از این دهه ها ایمان مدارتر بودند؟

    پاسخ به این سوال سخت است. نمی توان به صراحت نظر داد زیرا مولفه های متضادی وجود دارد. صحبت دراین باره نیازمند به پژوهشی پیچیده است. امروزه می توانیم با تکیه بر ملاک هایی مانند اینکه مردم در اواخر دهه 50 و ابتدای دهه 60 به آرمان های انقلاب و دین اعتقاد داشتند، حمیتی ملی داشته و متحد، شجاع و اهل دفاع بودند، بگویم ایمان بیشتری داشتند اما ملاک های فوق برای صدور رای کافی نیست. آیا امروزه هیجانات منفی در جامعه بیشتر است یا حدود 20ساله گذشته؟ به نظرم جامعه این روزها اخلاقی تر به نظر می رسد مثلا در دهه 60 هر نوع ترافیک و یا اتفاقی پرخاش بسیاری از مردم را به همراه داشت اما در جامعه کنونی صبر و قدرت تامل افراد افزایش پیدا کرده بنابراین آیا نمی توان گفت مردم با اخلاقی تر شده اند؟ آیا افزایش سطح دانش و سواد مردم به معنای این نیست که فرهنگ توسعه یافته است؟ صحبت دراین باره نیازمند فعالیت های عمیق پژوهشی است هرچند شواهدی مبنی بر اینکه بخشی از جامعه با ایمان تر شده اند و بخشی دیگر حاضر نیستند به ظواهر ایمان هم تظاهر کنند وجود دارد. این امر می تواند علت های متعددی مانند شکاف طبقاتی داشته باشد.یکی از مولفه های مهم در بررسی جامعه اخلاقی، نگاه به مدیران است. آیا مدیران امروز و یا مدیران دهه 60 اخلاق مدارتر هستند؟ معتقدم مسئله ای که نمی توان آن را کتمان کرد وجود دروغ و ریا در میان برخی مدیران است. متاسفانه این مسائل به اقشار پایین تر جامعه منتقل می شود.

    بهتر است کمی هم درباره فعالیت های هنری شما و مستندهای محیط زیستی که می سازید صحبت کنیم. شما بهتر می دانید مستندهای زیستی که تاکنون ساخته شده اند نتوانسته اند ظرفیت های واقعی کشور ما را در این زمینه نشان دهند. درباره نقش تلویزیون و شبکه مستند به عنوان اصلی ترین متولی ساخت مستند صحبت کنید.

    عدم ساخت مستند زیستی با توجه به ظرفیت های اقلیمی کشور ما چند دلیل دارد. اینگونه مستند نیازمند پژوهش عمیق است و با موضوعات اجتماعی که مستندساز هر روز با آنها رو به رو است و شاید نیازمند یک تحقیق عظیم نباشند تفاوت دارد. این مستندها که علمی محسوب می شوند باید تحقیقات گسترده ای را از سر گذرانند. همچنین عموما مستندسازها به زمانی طولانی که می بایست برای انجام تحقیقات گذارند تن نمی دهند. دلیل سوم اینکه، برای ساخت چنین مستندهایی به امکانات ویژه تصویربرداری هوایی و زیرآبی و... نیازمند هستیم که معمولا این ابزار به دلیل گران بودن در دسترس نیستند. تخصص و حضور افرادی که برای این کار آموزش دیده باشند از واجبات دیگر ساخت مستند زیستی محسوب می شود. بودجه های بسیار کم و نبود بازار مصرف از دیگر دلایل عدم گرایش به ساخت مستند محیطی است. تنها بازار مصرف این گونه مستند تلویزیون است اما مستندی که در یک زمان 90 دقیقه تولید می شود ده ها برابر گرانتر از یک فیلم سینمایی است که در همین مدت زمانی ساخته خواهد شد بنابراین تلویزیون کمتر می تواند دراین زمینه فعال باشد.شبکه مستند نیز به دلیل سرمایه محدود نمی تواند برای ساخت مستندهای زیستی سرمایه گذاری عظیمی داشته باشد چراکه می بایست طی 24 ساعت آنتن شبکه را با برنامه های مختلف پرکنند. بنابراین فعالیت در چنین حوزه گسترده ای آن ها را از دیگر فعالیت ها باز می دارد.

    میزان سرمــایه گذاری ارگــان های محیط زیست در این زمینه تا چه حد است؟

    به یقین انتظار می رود ارگان های مربوط در این زمینه فعالیت گسترده ای داشته باشند اما متاسفانه ترجیح می دهند بروشور چاپ کنند و یا جشنواره و کنفرانس بگذارند تا اینکه بخواهند اثری ماندگار از اقلیم های زیستی کشورمان تولید کنند.

    شما به عنوان فردی که در زمینه ساخت مستندهای زیستی فعالیت حرفه ای می کند چه راهکارهای برای بهتر شدن این شرایط دارید؟

    سینمای مستند زیستی کشورمان در حال بلوغ است اما برای افزایش سرعت رشد تلویزیون می بایست همت بیشتری از خود نشان دهد. البته حمایت بخش های خصوصی می تواند بسیار مثمر ثمر در این راه باشد. نکته ای دیگر آنکه کشور ما در سه دهه گذشته درگیر مسائل بسیار مهم اجتماعی بوده است بنابراین طبیعی است که ذهن فیلمسازها به این سمت معطوف شود. کشوری که مرتبا تحولات سیاسی را تجربه می کند و بعد از چند صد سال پا به عرصه های توسعه اقتصادی گذاشته جذابیت های بیشتری برای فعالیت یک فیلمساز فراهم می کند.

    اما ما جوانان مستعد بسیاری داریم که هر قدر هم تمایل به حوزه های دیگر داشته داشته باشد باز هم افرادی برای فعالیت در این حوزه وجود خواهند داشت؟

    قبول دارم. اما مستندسازی کار بسیار زمانبر و تخصصی است و ممکن است نسل جوان انگیزه انجام چنین کاری را کم تر داشته باشند و بخواهد هر چه زودتر نتیجه کار خود را ببیند. به طورمثال بهترین مستند درباره «احمد شاه مسعود» ساخت یک گروه خارجی است که یازده سال از احمدشاه فیلم می گرفتند و محصول آن ها مستندی با عنوان «شاه مسعود» شد. جوانان عموما ترجیح می دهند به سمت حوزه موسیقی بروند که یادگیری آن آسان و بازار مناسب تری دارد. در واقع همه این مشکلات به حوزه حاکمیتی معطوف نمی شود.

    اگر شما سمتی مانند مدیر شبکه مستند را بر عهده داشتید چه برنامه های برای ساخت مستند و تربیت مستندساز انجام می دادید؟

    من همان کاری را انجام می دادم که هم اکنون درحال پیگیری است یعنی ایجاد یک شبکه مستند و سپس تربیت افرادی در این زمینه، این کارها درحال انجام است اما با سرعت پایین، بنابراین نمی تواند توقعات را برآورده کند. خرید کارهای خوب و انتخاب آن ها از جشنواره ها یکی دیگر از اقدامات مناسب است.

    هم اکنون در حال انجام ساخت چه آثاری هستید؟

    در حال ساخت مستندی برای شبکه اول با عنوان «بنت جبیر» با موضوع تحولات سیاسی لبنان پس از جنگ 33 روز هستم که قرار است ماه رمضان از این شبکه به نمایش گذاشته شود. همچنین مستند مسابقه معروف «سرزمین دانایی» را نیز که از شبکه پنج نمایش داده می شود در دست دارم.

    کمی درباره مستند مسابقه «سرزمین دانایی» که در مدت کم نمایش خود، طرفداران بسیاری پیدا کرده است، صحبت کنید .

    یکی از ژانرهایی که کمتر به آن پرداخته ایم ژانر بزرگی است با نام «نمایش واقع» که افراد را در شرایطی قرار می دهد که انتظار ندارند. برنامه های دوربین مخفی نیز بخشی از این ژانر در سطح پایین تر محسوب می شوند. فکر کردم می توانیم در این ژانر مسابقه ایجاد کنیم که به نظرم گونه ای کاملا جدید از مستندسازی است که تاکنون در ایران وجود نداشته است و نمونه های خارجی هم در این زمینه ندیده ام. بنابراین اسم ژانر را «مستند مسابقه» گذاشتیم. در این مستند سه گروه در شرایط متفاوت و رقابتی قرار می گیرند. فصل اول در 18 مسابقه 52 قسمتی با شیوه های مختلف تدوین شد و از نریتورهای مختلف نیز بهره بردیم. همچنین برای بیان نریشن مسابقه فینال با «رامبد جوان» مذاکره کرده ایم. تدوین هر قسمت از مستند مسابقه «سرزمین دانایی» به دلیل حجم بالای راش ها بیش از دو ماه وقت می برد و ما همچنان در حال تجربه مدل های مختلف تدوین هستیم و فکر می کنم به جاهای خوبی رسیده ایم.

    می توانم دغدغه این روزهای شما را بدانم؟

    فکر می کنم مردم و کشور ما آنجایی که باید در جایگاه مورد انتظارنیستند. این مردم با تاریخ عظیم پشت سر گذاشته سزاوار شرایط بهتری هستند. ما امتیازهای بسیاری نسبت به کشورهای دیگر داریم اما به لحاظ علمی، رفاهی، ورزشی و... آنجایی که می بایست قرار نگرفته ایم. همیشه فکر می کنم کجاها کم کار کرده ایم باید خود را در چه زمینه ای تقویت کنیم و دوست داشتم بیشتر از آنچه که برایم ممکن است کشورمان را به همه معرفی می کردم. گاهی ممکن است برخی بدون اطلاعات کافی و از روی تعصب از مردم کشورمان تعریف کنند و مثلا بگویند ما باهوش ترین مردم دنیا هستیم. اما من به عنوان یک مستندساز و کسی که کشورهای مختلف را دیده ام با اطلاعات دقیق می گویم؛ مردم ما سزاوار شرایط بهتری هستند چراکه توانمندی های بسیاری در زمینه های مختلف دارند. البته این حرف ها به معنای متهم کردن شخص و یا گروهی نیست زیرا این عقب ماندگی گناه و تقصیری در طول تاریخ است.شرایط تغییر کرده است و دیگر کشورها به سرعت پیشرفت می کنند و می بایست نگران کشور خودمان باشیم. زمانی کشور برزیل را به عنوان کشورهای عقب مانده و ویرانه می شناختند اما اکنون همین کشور در جایگاه یک کشور پیشرفته برای حل مشکل هسته ای کشور ما میانجیگری می کند! برزیل در کمتر از دو دهه، مالزی سه دهه و قطر کمتر از یک دهه تحولات را ایجاد کردند. مشکل ما همین سرعت کم است و جوانان انتظار سرعت بیشتری در پیشرفت و تغییرها از مدیران دارند در حالی که معتقدم برخی مدیران ما در مجموع از توده جوانان تحصیل کرده کرخت تر هستند. اگر نتوانیم فاصله ها را از بین ببریم و طعم این پیشرفت ها زیر زبان احساس نشود به یقین دچار یک شکاف بین نسلی خواهیم شد.

    در حوزه ادبیات بیشتر به چه آثاری علاقه مند هستید؟

    رمان را به دیگر شاخه های ادبیات ترجیح می دهم و عموما هر کتابی به دستم می رسد می خوانم و گاهی برخی کتاب ها را نیمه کاره رها می کنم و کتاب های خوبی را که قبلا خوانده ام را دوباره می خوانم. فکر می کنم کتاب «بی وطن» رضا امیرخانی یکی از آثار مدرن است که هنوز بدیل ندارد. «صد سال تنهایی» مارکز را پنج بار تاکنون خوانده ام. شعر هم می خوانم و آخرین کتاب شعری که خواندم برای یک شاعر سوری است.

    به عنوان سوال آخر درباره علاقه مندی های خودتان به دیگر هنرها صحبت کنید .

    با موسیقی و تئاتر میانه خوبی ندارم اما به سینما بسیار علاقه مند هستم و از میان فیلم های سینمایی که اخیرا ساخته شده اند «یه حبه قند» و «سعادت آباد» را دوست داشتم.

    http://armannewspaper.ir/VijehNO.aspx?V_News_Id=117 

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :