پايگاه اطلاع رساني فرهنگ و ارتباطات ديني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • علامه سيد مرتضى عسكرى   
  • 1391-09-14 11:15:2  
  • تعداد بازدید : 81   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • علامه سيد مرتضى عسكرى

    منبع: کتاب گلشن ابرار جلد6(مصلح بيدار)

    نویسنده: على احمدى

    مشخصات کلی:

    نام: سيد مرتضى

    نام خانوادگی: عسكرى

    نام پدر : حجةالاسلام سيّد محمّداسماعيل عسكرى

    نام معروف: علامه سيد مرتضى عسكرى

    تاریخ تولد: 1293 ش

    مکان تولد: سامراء

    تاریخ فوت: 1386 ش

    مکان فوت: قم

    مکان دفن: حرم حضرت معصومه علیها سلام

    مقدمه

    علاّمه سيّد مرتضى عسكرى، به دليل بينش عميق از اوضاع و احوال جامعه عصر خويش، تأثير بسيار ژرفى در نهضت تشيّع داشته است. او از همان روزگار جوانى در كنار تحصيل و تدريس علوم رايج حوزه هاى علميه قم، پرچم نهضت «بازگشت به قرآن و حديث» را برافراشت و در اين راه، گام هاى بسيار بلندى برداشت كه آيندگان از اين ميراث گرانبها استفاده فراوانى خواهند برد.

    او با تأسيس مؤسسه هاى گوناگون فرهنگى در عراق و ايران، به تبيين مسائل اسلامى، تقريب مذاهب اسلامى، رفع اختلاف بين مسلمانان، ژرف انديشى در مبانى حديثى ـ روايى و خرافه زاديى از دين مبين اسلام پرداخت.

    حمايت از حكومت اسلامى به رهبرى امام خمينى (ره) و دفاع از نظام اسلامى در ايران و حمايت از انقلاب فلسطين، از ديگر ويژگى هاى اين رادمرد بزرگ است.

    خاندان پاك

    آل عسكرى، از خاندانهاى معروف علمى شيعه در تهران، سامرا و كاظمين هستند. اين طايفه، از ذريه شيخ ميرزا محمّد، فرزند رجب على تهرانى هستند. وى سامرا را مسكن دائمى خويش قرار داد از اين رو، اين خاندان، به آل عسكرى شهرت يافتند.[1] زادگاه اصلى اين خاندان، ساوه و تهران بوده است.(2)

    از اين خاندان علمى، عالمانى برخاسته اند كه برخى از آنها عبارتند از:

    1. شيخ آقا ميرزا محمّد تهرانى عسكرى(م 1281ق.)وى از ميرزا محمّدتقى شيرازى اجازه اجتهاد داشت و «مستدرك بحار الانوار» از آثار اوست.[3]

    2. ميرزا نجم الدّين جعفر عسكرى(1313ـ1395ق.)وى پسر ميرزا محمّد عسكرى است. در زمان خود مرجع شيعيان سامرا بود. وى 20 كتاب و رساله تأليف نمود كه مهم ترين آنها عبارتند از: «الدرة البيضاء فى تاريخ السيدة فاطمة الزهراء» و «المهدى عند الجمهور».[4]

    3. حجة الاسلام و المسلمين سيّد محمّداسماعيل عسكرى (پدر علاّمه سيّد مرتضى عسكرى)وى از عالمان دينى شهر سامرا به حساب مى آمد و داماد آية الله ميرزا محمّدشريف تهرانى عسكرى ملقب به «خاتمة المحدثين» بود.

    تولّد و تحصيلات

    سيد مرتضى عسكرى در خانواده اى روحانى و اهل فضل و علم در شهر زيبا و با طراوت سامرا در روز هشتم جمادى الثانى سال 1332ق. (بهار 1293ش.) ديده به جهان گشود.[5]

    سيد مرتضى، در دوران كودكى به سر مى برد كه از نعمت وجود پدر محروم گرديدولى با تلاش و مقاومت در برابر سختى ها، به تحصيل در حوزه علميه سامرا روى آورد.

    وى درباره آن دوران مى گويد:

    «... با اين كه در طفوليت يتيم شدم، در 10 سالگى مرا به طلبگى سپردند. خواندن و نوشتن عربى و فارسى را خوب مى دانستم. از همان آغاز كتابخوانى، به كتاب هاى سيره و تاريخ پيامبر(صلى الله عليه وآله)و اصحاب، فتنه هاى صدر اسلام و سفرنامه ها (مثل سفرنامه ابن جبير و ابن بطوطه و سفرنامه هاى اروپاييان به مشرق) علاقه داشتم و داستان استعمار بلاد اسلامى را دنبال مى كردم[6]».

    دسترسى آسان به كتابخانه بزرگ جدش سيد مرتضى، خاتمة المحدّثين، تا حدود زيادى عطش او به كتاب و كتابخوانى را برطرف مى كرد.

    سيد مرتضى هر گاه مى خواست كتاب هاى مورد علاقه اش را مطالعه كند، سراغ كتاب خانه پدر بزرگ مى رفت و از آن استفاده مى كرد. عطش كتاب خوانى از كودكى در سيّد مرتضى وجود داشت. وى با بازگو كردن بخشى از خاطرات زيباى كودكى در اين باره مى گويد:

    «كتابخانه مرحوم جدّم در دسترس من بود و هرچه كتاب مى خواستم، مى گرفتم و مى بردم خانه و مى خواندم و حتى شب ها روى پشت بام هم كتاب مى خواندم و گاهى تا كتاب را تمام نمى كردم، نمى خوابيدم در حالى كه خانواده ام خيال مى كردند من خوابم و بعد از طلوع فجر، براى بيدار كردنم مى آمدند. اينها اوّلين مطالعات من بود و من تا جوان بودم، هيچ وقت مطالعه را رها نكردم[7]».

    سيد مرتضى، در حوزه سامرا كه به بركت حضور ميرزاى شيرازى به يكى از پررونق ترين حوزه هاى علميه شيعى جهان تبديل شده بود، كتاب هاى جامع المقدمات، سيوطى، مختصر، مغنى، حاشيه، مطول، شرح جامى، شرح ابن عقيل، قوانين، معالم و شرح لمعه را به خوبى فراگرفت و سپس به قم هجرت كرد.

    هجرت به قم

    علامه عسكرى در مصاحبه نسبتاً مفصلى كه با مجله علوم حديث داشته است، درباره علت هجرت از سامرا به قم مى گويد:

    «زندگى من در عراق، از درآمد املاك پدرى مان ـ كه در ساوه داشتيم ـ مى گذشت نه از سهم امام. وقتى رضا خان اجازه نداد كه اين جور درآمدها به عراق برسد، در سال 1350 قمرى (حدود 1310ش.) راهى حوزه علميه قم شدم. آن روزها دوره مرجعيّت مرحوم آية الله شيخ عبدالكريم حائرى بود[8]».

    وى در اين شهر مقدّس از محضر عالمان گرانسنگ شيعه استفاده كرد. استادان او عبارت بودند از:

    1. آية الله مرعشى نجفى.

    2. آية الله شيخ محمّدحسين شريعتمدارى ساوجى(عموزاده سيّد مرتضى عسكرى).

    3. حضرت امام خمينى.

    علامه عسكرى درباره درس امام خمينى مى گويد: «... در درس كلام امام خمينى هم حاضر مى شدم. ايشان صبح هاى ماه رمضان، در حجره اوّل صحن كوچك، دست راست (از راهرو صحن بزرگ)، باب حادى عشر را درس مى گفتندتا قم بودم، اين درس عقايد ايشان را شركت كردم[9]».

    4. حاج ميرزا خليل كمره اى (تفسير قرآن),

    اين عالم فرزانه در سال 1317ق./1278ش. در روستاى «فرنق» از توابع كمره ديده به جهان گشود. پس از گذران دوران خردسالى، براى تحصيل علم به شهرهاى «جاپلق، خوانسار و خمين» هجرت كرد و به تحصيل علم همّت گماشت سپس به اراك رفت و در محضر درس شيخ عبدالكريم حائرى يزدى حاضر شد. وى همراه شيخ عبدالكريم به قم هجرت كرد. پس از مدتى راهى تهران شد و تا پايان عمر در آن ديار به تبليغ و ارشاد مردم پرداخت. اين عالم ربّانى در سال 1363ش. در تهران درگذشت.

    5. شيخ مهدى پايين شهرى.

    انديشمند اصلاحگر  

    سيد مرتضى عسكرى كه از ابتدا ذهنى خلاّق و مبتكر داشت، به فكر طرح هايى براى رونق بخشيدن بيشتر به حوزه علميه قم افتاد.

    از اعتقادات مهمى كه وى هميشه بر آن تأكيد مى روزيد، تحصيل و تعليم علم تفسير و علوم قرآن، علوم حديث و عقايد در حوزه و شيوه هاى درست تبليغ دين بود. او همگان را به اين طرح ها دعوت مى كردامّا متأسفانه با مقاومت برخى رو به رو شد و هنگامى كه حس كرد نمى تواند اهداف خود را پى گيرى كند، به زادگاهش «سامرا» بازگشت.

    وى در اين باره، هنگامى كه سخن از رابطه او با آية الله سيّد محمود طالقانى پيش مى آيد، مى گويد:

    «... ايشان (طالقانى) به خاطر فعاليّت هايى كه داشت، در درس هاى رسمى حوزه كمى عقب تر ما بودامّا من و ايشان، دوست و هم مرام و هم رأى بوديم. حجره ايشان، طبقه بالاى فيضيه بود. ايشان دوست نزديك من بود و من هم به ايشان علاقه خاصى داشتم و در قضيه طرحى كه دو نفرى ريختيم، براى تحصيل و تعليم «تفسير و علوم قرآن» و «احاديث غير فقهى» و «بحث هاى عقايد» در حوزه و رفتن به سمت شيوه هاى درست «تبليغ دين»، خيلى صميمى تر شديم. چند نفر ديگر را هم همراه خودمان كرديم و نه نفر شديم و اين حرف ها را در حوزه آن وقت قم مطرح كرديم و البته تازگى داشت و حوزه، تحمّل اين حرف ها و اين فعاليّت ها را نداشت و كار ما با مخالفت آقاى حاج ميرزا مهدى پايين شهرى، پدر زن آية الله گلپايگانى كه مدير حوزه قم بود و انصافاً مدير خوبى هم بود، مواجه شد و بر سر همين قضيه بود كه من احساس شكست كردم و از حوزه قم قهر كردم».[10]

    بازگشت به وطن

    به دنبال اين اتفاقات، سيّد مرتضى عسكرى در سال 1353ق. و پس از سه سال اقامت در جوار حرم ملكوتى كريمه اهل بيت، به زادگاه خود سامرا بازگشت. او در اين دوره از زندگى به تحصيل درس هاى حوزه ادامه داد. استادان او در اين مقطع از زندگى عبارت است از:

    1. حاج شيخ حبيب الله اشتهاردى معروف به مدرّس عسكری

    اين شخصيت، استاد اصلى سيّد مرتضى عسكرى در سامرا بود. سيّد مرتضى كفايه را نزد وى به خوبى فراگرفت. او درباره استادش مى نويسد:

    «استاد اصلى من، مرحوم آية الله آقا ميرزا حبيب الله اشتهاردى بود كه توجه خاصى به من داشت و حتى براى من و هم مباحثه ام (مرحوم شيخ غلامحسين)، درس اختصاصى مى گذاشت كه جلو بيفتم و متوجه من بود كه مباحث را تا آخر، درس بگيرم و به مطالعه و مباحثه اكتفا نكنم».[11]

    2. سيّد محمود شوشترى مرعشى.

    آية الله سيّد محمود مرعشى، فرزند سلطان على مرعشى در سال 1307ق. در تهران متولّد شد. وى پس از گذراندن مقدّمات به حوزه علميه نجف اشرف هجرت كرد و از محضر استادانى چون آخوند ملاّ محمّدكاظم خراسانى، سيّد محمّدكاظم يزدى، ضياءالدّين عراقى و ميرزا محمّدحسين نايينى بهره مند گرديد. همچنين در درس رجال سيّد ابوتراب خوانسارى و درس كلام شيخ محمّدجواد بلاغى شركت كرد.

    وى بيش از 10 جلد كتاب تأليف نمود. برخى از آثارش عبارتند از: بيدارى بشر، شرح دعاى ندبه و اعيان المرعشية. سرانجام اين عالم ربانى در سال 1408ق. به ديار باقى شتافت.[12]

    هجرت به كاظمين

    سيد مرتضى كه در راه اهداف خود خستگى به تن راه نمى داد، پس از ناكامى در اجراى اهداف اصلاحى اش در حوزه علميه قم، به كاظمين هجرت كرد و در پى ايجاد حوزه اى نوين برآمد و اين بار نيز بر اثر مخالفت هاى برخى، ناكام ماند و به زادگاهش سامرا بازگشت.

    وى درباره اين مقطع از زندگى پر فراز و نشيبش مى گويد:

    «هجرت من به بغداد، بار اوّلش ظاهراً در 1363ق./1323ش. قبل از پايان جنگ جهانى دوم بود كه تلاش كردم در كاظمين، مدرسه جديد براى بچه هاى شيعه ايجاد كردم و مى خواستم يك دانشكده اسلامى يا حوزه نوين هم راه بيندازم كه افراد متنفّذى مخالف كردند و نشد. اين بود كه باز به سامرا پناه بردم[13]».

    وى در سامراء در درس استادش، ميرزا حبيب الله اشتهاردى شركت كرد و يك دوره «ادلة مسائل عروة» را فرا گرفت.

    هجرت به قم

    اين ايّام، با مرجعيّت حضرت آية الله بروجردى در قم همراه بود. سيّد مرتضى با خود انديشيد كه با تغيير مديريت حوزه و زعامت و رياست آية الله بروجردى بر حوزه علميه قم، اوضاع مساعدتر از گذشته است و مى تواند انديشه هاى اصلاحى خود را در آن حوزه پى گيرى كند. از اين رو براى بار دوم به قم هجرت كرد و در اين شهر اقامت گزيد.

    وى طرح تشكيل مدرسه علميه اى به سبك مورد نظر خودش، يعنى آموزش درس هاى فقه، اصول، حديث شناسى، علوم قرآن، تاريخ اسلام و تبليغ را به آية الله بروجردى ارائه كرد كه با استقبال وى مواجه شد.

    علاّمه عسكرى دست به كار شد تا مقدّمات كار را فراهم كند كه اين بار هم بخت با او يار نبود و اين زمان مقارن بود با نهضت ملّى شدن صنعت نفت به رهبرى آية الله كاشانى و آشفتگى فضاى فرهنگى و سياسى ايران سيّد مرتضى عسكرى كه اوضاع را نامناسب ديد، دوباره به عراق بازگشت و اين بار در كاظمين سكنى گزيد[14].

    بازگشت به عراق

    اين دومين بار بود كه علامه عسكرى به كاظمين هجرت مى كرد. وى در مسجدى واقع در محله كرّاده شرقى بغداد، به اقامه نماز جماعت و ارشاد مردم اهتمام ورزيد و نيز هر روز در همين مسجد، جلسات درس حديث، تفسير، تاريخ اسلام و عقايد را براى دانشجويان و طلاّب برگزار مى كرد كه با استقبال فراوان آنان رو به رو شد.[15]

    او در اين برهه از حيات بابركت خود در عراق، از حمايت آية الله سيّد محسن حكيم[16] دست به اقدامات مهم فرهنگى زد كه برخى از آنها عبارتند از:

    1. تأسيس مدرسه نوين اسلامى.

    علاّمه عسكرى با بررسى تاريخ مسلمين و اروپاييان توانست به اهداف شوم استعمار پى ببرد. او فهميد كه استعمار با ايجاد مدارس در كشورهاى تحت سيطره خود و اعزام استاد به آن مدارس، درصدد تغيير فرهنگ ملّى ـ اسلامى مردم مظلوم مسلمان است. از اين جهت، در پى تأسيس مدرسه اى اسلامى درآمد تا بتواند با آنها رقابت كند. وى براى تدريس در اين مدرسه، از فضلاى نام آورى چون شيخ ميرزا نجم الدّين شريف عسكرى، شيخ حسن كميلى، سيّد جعفر شهرستانى و شيخ مهدى حكمى دعوت به تدريس و همكارى كرد.[17]

    پس از مدتى علاّمه عسكرى با همكارى استاد احمد امين، نويسنده كتاب «التكامل الاسلام» در سال 1363ق. اوّلين مدرسه ابتدايى را بنيان گذارى كرد و اداره آن را برعهده استاد احمد امين نهاد و خود به حمايت از وى پرداخت و پس از آن، مدرسه «منتدى النشر» را در شهر كاظمين پايه ريزى كرد.

    2. مدرسه روضة الزهرا و الزهراء در كاظمين.

    علاّمه، مدرسه روضة الزهرا را براى آموزش كودكان و الزهراء را براى آموزش دختران اختصاص داد و مديريت و اداره اين دو مدرسه را به شهيده «بنت الهدى صدر» سپرد.

    3. مدارس امام جواد(عليه السلام) در كراده شرقيه بغداد.

    4. مدارس «بغداد الجديدة».

    استاد اداره اين مدرسه ها را به شهيد سيّد عبدالرحيم شوكى سپرد.

    5. مدارس امام كاظم(عليه السلام) در كاظمين.

    6. مدارس امام صادق(عليه السلام) در بصره.

    اين مدارس توسط علماى شهر بصره اداره مى شد.

    7. دبيرستان امام باقر(عليه السلام) در حله.

    علاّمه اداره اين دبيرستان مهم را به شهيد شيخ على سمّاكه سپرد.

    8. دبيرستان امام حسين(عليه السلام) در ديوانيه.

    آية الله محمّدمهدى شمس الدّين اين دبيرستان را اداره مى كرد.

    9. مركز تعليم دختران «نعمانيه» در كوت.

    اين مركز زير نظر سيّد قاسم شبّر اداره مى شد.[18]

    10. احداث درمانگاه «الرعاية الاسلامية».

    علاّمه عسكرى علاوه بر خدمات فرهنگى، درمانگاهى به نام «الرعاية الاسلامية» در كراده شرقيه بغداد در سال 1382ق. و نيز درمانگاهى به همين نام در كاظمين احداث كرد. اين درمانگاه ها جهت درمان طلاّب حوزه هاى علميه و زائران عتبات عاليات احداث شده بود.[19]

    علامه عسكرى در مدت حضور خود در عراق، كتابخانه و صندوق هاى خيريه در شهرهاى مختلف عراق تأسيس كرد.

    مشكلات و سختى ها در اراده پولادين اين مرد بزرگ، اثر منفى نگذاشت و وى به فعاليّت هاى علمى ـ فرهنگى خود ادامه داد تا اين كه با فشار حزب بعث وضعيّت تغيير كرد.

    علاّمه عسكرى در اين فراز از زندگى خود با بيان خاطرات تلخ آن روزها مى گويد:

    «... شرايط، هر روز، سخت تر مى شد. كودتاى عبدالكريم قاسم و سقوط سلطنت در 1958م. كودتاى عبدالسلام عارف در 1963م. و نخست وزيرى احمد حسن البكر، كودتاى بعثى ها در 1968م. و حاكميت مطلق حزب بعث در عراق ليكن ما هم مرتّباً شكل فعاليّت هاى فرهنگى و اجتماعى و مبارزاتمان را، متناسب با شرايط، تغيير مى داديم تا اين كه در 1389ق. به خاطر مبارزه با حزب بعث، بعد از خروج سيّد مهدى از عراق، قصد دستگيرى من را داشتند و به خانه ام ريختند كه به بيروت گريختم[20]».

    علاّمه عسكرى در ادامه با تأكيد بر اين كه از شهادت در راه خدا هيچ ترس و واهمه اى نداشته است، در تبيين علت فرار خود از عراق مى گويد:

    «روزى كه من از عراق گريختم، از جانم نمى ترسيدم از اين بيم داشتم كه دستگيرم كنند و بعد، يك مصاحبه ساختگى ترتيب دهند و اعلام كنند سيّد مرتضى عسكرى، جاسوس آمريكا بوده و اعتراف كرده و اين طورى، حيثيت من و روحانيت شيعه را لكه دار كنند. بعثى ها از اين كارها زياد مى كردند[21]».

    علامه عسكرى پس از مدتى كه در بيروت اقامت گزيد، متوجه شد كه جاسوسان رژيم بعث به دنبال سر نخى از او هستند تا او را ربوده و به عراق بازگردانند. از اين رو، ماندن در بيروت را صلاح ندانست و به ايران مهاجرت كرد و در شهر مقدّس قم سكنى گزيد[22].

    ارتباط با امام خمينی(ره)

    علاّمه عسكرى كه از شاگردان حضرت امام خمينى در درس كلام و عقايد است، راجع به ارتباطش با حضرت امام در عراق مى گويد:

    «در عراق، بعد از تبعيد امام، به محض ورود ايشان به بغداد، با دو نفر از دوستان به پيشواز ايشان رفتيم و در كاظمين، به خدمت ايشان رسيديم. آن روز، اتفاقاً هيچ كس ديگرى نيامده بود. من آمده بودم با شهيد حاج عبدالصاحب دخيل ـ كه بعثى ها او را در حوض اسيد نيتريك انداختند ـ و شهيد محمّدهادى السبيتى. عرض كرديم: چه دستورى مى فرماييد؟ چه كمكى از ما بر مى آيد؟ فرمودند: نه، كارى نداريم البته من آن روزها ـ همان طور كه كه شما اشاره كرديد ـ در رأس سياست شيعه در عراق بودم و «جماعة علماء بغداد و الكاظمية» را اداره مى كردم كه شبيه «جامعه روحانيت مبارز تهران» بود و لذا نمى توانستم هيچ رابطه ظاهرى با ايشان برقرار كنم چون براى هر دو طرف، گرفتارى درست مى شد... غير از آن نوبت، سه بار ديگر هم در نجف به ديدنشان رفتم كه شبانه رفتم و بحث سياسى نكرديم[23]».

    مراسم شهداى فيضيه

    علامه عسكرى عالمى آگاه به زمان خود است. او در دوران حساسى كه پيش مى آمد، وارد صحنه مى شد و حتى مردم و جوانان را به صحنه مى كشاند. در جريان كشتار طلاّب و فضلاى مدرسه فيضيه در سال 1342ش. وى در بغداد حضور داشت و به محض اطلاع از اين واقعه هولناك، در حسينيه اى در بغداد، مراسم ختم شهداى فيضيه را برگزار كرد. همچنين براى تنوير افكار عمومى، عدّه اى از جوانان انقلابى را مأمور كرد تا تمام مردم شهر بغداد را از اين واقعه آگاه كنند[24].

    انديشه ها

    1. انديشه وحدت

    علاّمه سيّد مرتضى عسكرى بدون شك از پيش تازان مناديان وحدت فرق اسلامى در جهان اسلام است. اين مطلب از سراسر سخنرانى ها و تأليفاتش به دست مى آيد. تمام همّت او در طول زندگى پربركتش، نزديكى قلوب مسلمانان جهان با توجه به گوناگونى نژادى و مذهبى است.

    او در فرازى مشكلات جهان اسلام را معلول دو علت نيز مى داند:

    1. علت خارجى تلاش سران صهيونيسم و كشورهاى اروپايى ـ كه آنها هم از سران صهيونيسم تأثير مى پذيرند ـ مثل آمريكا و انگليس كه در ايجاد اختلاف و بزرگ نمايى اختلافات تلاش مى كنند و متأسفانه برخى از كشورهاى اسلامى با آنها كه آگاهانه يا جاهلانه در راه دشمنان قدم بر مى دارند.

    2. علت داخلى تفرقه و جدايى مسلمانان از همديگر. بر دولت هاى اسلامى لازم است كه در راه اتّحاد سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى كشورهاى اسلامى و مسلمانان گام بردارند و آن را تحقق بخشند.[25]

    2. انديشه هاى حوزه

    الف) اصلاح متون درسى و نظام آموزشى

    علامه عسكرى معتقد است كه نظام آموزشى حوزه، جوابگوى نسل حاضر نيست. همان مطلبى كه مقام معظم رهبرى در ديدار طلاّب و روحانيون حوزه علميه قم مطرح كرد و متأسفانه هيچ اقدامى از طرف مسئولان حوزه صورت نگرفت. وى درباره «نظام آموزشى مطلوب» مى نويسد:

    «نظام آموزشى مطلوب، آن است كه با كمترين زمان بتوانيم علوم لازم را به طلبه بياموزيم. اوّلاً كتاب هاى درسى آن علم بايد به اندازه لازم باشدمثلاً در نحو سه يا چهار كتاب نخوانيم ثانياً كيفيت تدريس هم بسيار مهم است[26]».

    يكى از مهمترين دغدغه هاى علامه عسكرى، اصلاح نظام آموزشى حوزه است. او با مسافرت به كشورهاى گوناگون و تحقيق درباره نظام آموزشى آن كشورها، با اعتراف به ضعف نظام آموزشى حوزه، مى گويد:

    «از آن جا كه نزديك به شصت سال است كه در فكر اين بوده ام كه چه كنم تا حوزه هاى علميه ما بازدهى بيشترى داشته باشند، به حوزه ها و مراكز علمى دنيا تا آن جا كه توانسته ام، رفته ام و از نزديك ديده ام و روش هاى تعليم و تربيت آنها را با وضعى كه خودمان داريم، مقايسه كرده ام. جامعة الاسلامى مدينه را ديده ام. دو بار ]به[ جامع الازهر رفته ام و به مدارس چين و پاكستان رفتم.

    ما در حوزه ها توجه نداريم كه بايد چگونه طلبه را عالم كردچگونه بايد تربيت كرد. در صورتى كه در دانشگاه هاى دنيا، سال به سال مطالعه مى كنند و از روش هاى نو در تعليم و تربيت استفاده مى كنند. آموزش عربى در حوزه هاى ما دويست سال از تدريس عربى در دانشگاه هاى عرب عقب است[27]».

    علامه عسكرى خود پيشتاز طرح تغيير ساختار متون درسى حوزه است و كتاب هايى را اصلاح كرده است. وى در اين زمينه مى گويد:

    «بنده از سال 1353 كه در قم بودم، در اين صدد بودم حوزه هاى متعددى تشكيل دادم. در عراق، حوزه علميه تأسيس كردم. چهارده سال پيش در تهران در مجمع علمى اسلامى، يك دوره كتاب هاى درسى براى قبل از مرحله فقه و اصول (مقدّمات) تنقيح كردم كه چاپ هم شده است. از نصاب شروع كردمامثله، صرف مير، هدايه، منطق، هم همين طور.... اين كتاب ها در بعضى از دانشگاه ها تدريس مى شود.

    بعد يك «المنهج المقترح» ]را[ نوشتم كه چاپ هم شده است. در اين طرح، مواد درسى يك دوره چهار ساله را بيان كردم[28]».

    ب) تخصصى شدن دروس حوزه

    «اصل تخصصى شدن در حوزه، نه تنها صحيح است، بلكه ضررورت داردبراى اين كه غير از معصوم كسى نمى تواند در تمام علوم به حدّ تخصص برسد. تخصّص در فقه هم بايد باشداوّل يك دوره عمومى فقه باشدسپس شاخه شاخه شود. عدّه اى در عبادات، عدّه اى در معاملات و...[29].

    3. تفسير و حديث

    الف) توصيه به حديث و تفسير

    علامه عسكرى از پيشتازان تحصيل و تدريس علم حديث در حوزه هاى علميه است. وى به همه طلاّب توصيه مى كند كه درس حديث و تفسير را جدّى بگيرند و در اين باره مى گويد:

    «هر كسى با آگاهى و انصاف و عشق به سراغ سنّت و سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) واصحاب و ائمه(عليهم السلام)برود، در وجودش احساس قدرت مى كند... احساس مى كند روح ابوذر و سلمان و بلال و ميثم تمار با اوست... آگاهى از رنج هايى كه پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) و امير المؤمنين(عليه السلام) كشيدند، خيلى تلخى ها و سختى ها را آسان مى كند. هر چه بصيرت يك مؤمن بر گفتار و رفتار اسوه و مقتدايش بيشتر شود، ايمانش عميق تر و پايدارى اش بيشتر مى شود[30]».

    ب) زمينه هاى حديث شناسى

    بدون شك تحقيق و پژوهش راجع به حديث، پيش زمينه هايى دارد. علامه عسكرى با تأكيد بر گسترش علم حديث و تفسير در حوزه هاى علميه معتقد است كه نبايد بدون داشتن پيش فرض ها سراغ اين علوم رفت. وى در اين زمينه مى گويد:

    «من معتقدم كه احدى نبايد كتاب حديث و حتّى دعا و شرح دعا بنويسدالا اين كه اصول بداند و بعد از بررسى اسناد، متن و دلالت را هم بررسى كندهمان طور كه در احاديث فقهى و احكام، عملى مى شود. در عقايد و تفسير و اخلاق و آداب هم بايد همين مسير طى شود. هر مؤلفى در علوم اسلامى، بايد كتاب خدا و سنت صحيح و سند درست و قواعد درايه و علم اصول را به خوبى بداند و به كار ببندد[31]».

    ج) نياز امروز به علم حديث

    علامه عسكرى معتقد است كه زمان گردآورى حديث پايان يافته و اكنون زمان و عصر پيرايش احاديث از خرافه ها و دروغ هايى است كه وارد احاديث شده است. وى با تأكيد بر اين موضوع مى گويد:

    «به نظر مى رسد كه امروز، كارى كه شايد از كار مرحوم وحيد بهبهانى هم بهتر و بزرگتر باشد، اين است كه بياييم و قيام كنيم به پاك سازى مجموعه هاى حديثمان. حوزه علميه ما امروز بايد گروه هايى را در رشته هاى مختلف، موظف كند كه هر كدام، احاديث يك موضوع را بررسى كنند و هر حديثى را كه از غير پيامبر و اهل بيت است، شناسايى و معرفى كنند... چه در عقايد، چه در اخلاق و آداب، چه در تفسير و...[32]»

    دانشكده اصول دين

    يكى از اقدامات مهم علامه عسكرى در عرصه خدمت رسانى به فرهنگ تشيّع، تأسيس دانشكده اى است كه تا كنون هزاران پژوهشگر تربيت كرده است.

    علامه عسكرى اين دانشكده را در سال 1384ق. در بغداد تأسيس كرد[33]. وى درباره نحوه شكل گيرى و روند اين دانشكده تا عصر حاضر مى گويد:

    «آن دانشكده اى كه من در بغداد تأسيس كردم، با كودتاى حزب بعث (در 1968م.) و خروج من از عراق، تعطيل شد. در ايران، من براى فعاليّت هاى تبليغى و علمى و آموزشى به فكر ايجاد مؤسّسه اى افتادم و اين طورى بود كه پيش از انقلاب، با همكارى جمعى از دوستان، «مجمع علمى اسلامى» را در تهران تأسيس كردم. اين مجمع، شوراى علمى و فعاليّت هاى فرهنگى و آموزشى داشت و تعدادى كتاب درسى علوم اسلامى تأليف و تحقيق و منتشر كرد كه لابد ديده ايد. فعاليّت اين مجمع، به تدريج، محدود شد به انتشارات و نشر همان كتاب هاى درسى حوزوى.

    وقتى شوراى عالى انقلاب فرهنگى مقررات تأسيس مراكز آموزش عالى غير دولتى ـ غير انتفاعى را تصويب كرد، بنده به همراه چهار نفر از دوستان، درخواستى براى تأسيس «دانشكده اصول دين» داديم كه در دى ماه 1374 با آن موافقت شد و دانشكده در مهرماه 1375 در قم و سال بعد هم در قم و تهران، براى كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث، دانشجو گرفت. سال 77 هم شعبه دزفول، شروع به كار كرد كه فقط مقطع كارشناسى را دارد.[34]»

    مهمترين اهداف اين دانشكده در حال حاضر عبارتند از:

    1. گسترش آموزش علوم قرآن و حديث و تربيت متخصص در زمينه علوم قرآن و حديث.

    2. فراهم ساختن زمينه و امكانات لازم براى ارتقاى سطح علمى تمام داوطلبان علوم قرآن و حديث، به ويژه طلاّب.

    3. پژوهش در زمينه بازشناسى احاديث اسلامى و علوم قرآنى.

    اين دانشكده طرح هايى نيز در دست اقدام دارد كه عبارتند از:

    1. تأسيس و راه اندازى دوره كارشناسى براى دانشجويان غير ايرانى.

    2. تأسيس شعبه اى از اين دانشكده در لندن.[35]

    فرزندان

    علاّمه سيّد مرتضى عسكرى، داراى 8 فرزند (6 پسر و 2 دختر) مى باشد.

    پسران وى عبارتند از:

    1. سيّد نورالدّين.

    2. سيّد غياث الدّين.

    هر دو داراى مدرك فوق ليسانس و استاد دانشگاه مى باشند.

    3. سيّد عدنان.

    4. سيّد كاظم كه مدرك دكترا دارد و استاد دانشگاه است.

    5. سيّد احمد.

    6. سيّد محمّد.

    ميراث ماندگار

    علاّمه سيّد مرتضى عسكرى، داراى آثار و تأليفات فراوانى به زبان عربى و فارسى مى باشد. او افزون بر بررسى كتابهاى شيعه، با تكيه بر كتاب و سنت، احاديث و روايات اهل سنت را مورد بررسى قرار داده است.

    اين آثار، به قدرى متقن و قوى است كه اكنون به عنوان كتابهاى مرجع، مورد استفاده پژوهشگران قرار مى گيرد.

    بيشتر آثار وى در كشورهاى عربى، به ويژه مصر به چاپ رسيده و مورد استقبال اهل سنت قرار گرفته است. همچنين برخى از آثار وى به زبان انگليسى ترجمه شده است.

    مهمترين ويژگى آثار علاّمه عبارتند از:

    1. دورى از تعصب هاى بى جا در نقد و بررسى آرا.

    2. دقّت ويژه علمى در قبول و رد نظرات.

    3. سليس و روان بودن متن.

    4. بيان روشن و واضح.

    آثار وى عبارتند از:

    1. آثار عربى

    2. احاديث ام المؤمنين عائشه (4 جلد).

    اين كتاب، به نام نقش عايشه در تاريخ اسلام، توسط عطامحمّد سردارنيا، محمّدصادق نجمى، هاشم هاشم زاده هريسى و محمّدعلى جاودان ترجمه و مركز فرهنگى انتشارات منير آن را منتشر كرده است.

    3. خمسون و مئة صحابى مُختلق (3 جلد).

    اين اثر با نام يكصد و پنجاه صحابى ساختگى، توسط عطامحمّد سردارنيا به فارسى ترجمه و نشر مجمع علمى اسلامى آن را منتشر كرده است.

    4. عبدالله بن سبأ و أساطير أخرى (2 جلد).

    اين اثر با نام عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى، توسط سيّد احمد فهرى، محمّدصادق نجمى، هاشم هاشم زاده هريسى و عطامحمّد سردارنيا ترجمه و توسط مجمع علمى اسلامى منتشر شده است.

    5. معالم المدرستين (3 جلد).

    اين اثر وزين، توسط محمّدجواد كرمى ترجمه و دانشكده اصول دين آن را به چاپ رساند.

    6. القرآن الكريم و روايات المدرستين (3 جلد).

    علامه عسكرى درباره انگيزه تأليف و موضوع اين كتاب مى گويد:

    «... مى دانيد كه حاجى نورى كتابى دارد با عنوان فصل الخطاب فى تحريف كتاب ربّ الارباب. اين كتاب، چاپ سنگى بود و كمتر كسى از شيعه و سنى آن را ديده بود. بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، احسان ظهير با پول وهّابى ها فصلى از اين كتاب را ـ كه حاوى احاديث شيعه در باب تحريف قرآن بود ـ چاپ كرد و اسمش را هم گذاشت الشيعة و القرآن. اين كتاب و امثال آن، باعث شدند كه بعد از انقلاب، حدود دويست كتاب كوچك و بزرگ در رد شيعه فقط در هند به چاپ برسنددر حالى كه اصل حرف حاجى نورى اشتباه است. روش تحقيقش اشكال دارد و مستنداتش هم يا اعتبار ندارد يا شيعى نيستند و يا ربطى به موضوع ندارند و درك و فهم او خطا بوده است.

    در كتاب القرآن و روايات المدرستين، سعى كرده ام تمام اعتقادات شيعه را درباره قرآن، شفاف و مستند و دسته بندى شده بياورم...[36]».

    7. عقائد الاسلام من القرآن الكريم.

    اين اثر با نام عقايد اسلام در قرآن كريم، توسط محمّدجواد كرمى ترجمه و توسط مجمع علمى اسلامى در سه جلد منتشر شده است.

    نويسنده در مقدمه كتاب، درباره انگيزه نوشتن اين كتاب مى نويسد:

    «از آن جا كه ديدم مكاتب گوناگون بشرى با قرآن كريم مخالفت دارند و قانونگذارى نظام اجتماعى، قوانين جامعه را بر اساس چنين ديدگاهى در ستيز با احكام قرآنى بنا مى نهند و اين بنيان بى ريشه نسل به نسل مورد اعتماد و استناد و دست مايه آيندگان مى گردد،... به تدوين مباحث اين كتاب همّت گماشتم».

    8. على المائدة الكتاب و السنة (19 جلد).

    چند جلد از اين اثر با نام بر گستره كتاب و سنت، توسط محمّدجواد كرمى ترجمه و مجمع علمى اسلامى آن را منتشر كرده است.

    9. صلاة ابى بكر.

    اين اثر، توسط محمّدباقر اديبى لاريجانى به زبان فارسى ترجمه و انتشارات پروين آن را به چاپ رسانده است.

    10. قيام الائمّه بإحياء الدّين(14 جلد).

    11. دور الائمه فى احياء السنة.

    12. مقدمة «مرآة العقول فى شرح اخبار آل الرسول» (2 جلد).

    13. مع ابى الفتوح التليدى فى كتابه «الانوار الباهرة».

    14. مع الدكتور الوردى فى كتابه «وعّاظ السلاطين».

    15. آراء و اصداء حول عبدالله بن سباء و روايات سيف بن عمر.

    16. طب الرضا و طب الصادق.

    17. مصطلحات الاسلامية.

    18. تعليم الاسلام.

    19. احكام الاسلام.

    20. منتخب الادعيه.

    21. الآداب الاسلاميه.

    22. السياسة فى الاسلام أو الاحكام السلطانية (دست نويس).

    23. الأمراض الاجتماعية.

    24. راویان ساختگى (دست نويس).

    25. منتخب الادعية(كتاب دعا).

    26. منهج البحث التاريخى(روش بررسى تاريخ).

    27. حديث الكساء.

    28. افتراءات و اكاذيب عثمان الخميس فى كتاب «لله ثم للتاريخ».

    آثار فارسى

    29. نقش ائمه در احياى دين.

    اين اثر توسط كتابخانه بزرگ اسلامى تصحيح شده و نشر كوكب و مجمع علمى اسلامى آن را منتشر كرده اند.

    30. اديان آسمانى و مسئله تحريف.

    سيد حسين افتخارزاده سبزوارى، اين اثر را به فارسى ترجمه و انتشارات مجمع علمى اسلامى آن را منتشر كرده است.

    31. سقيفه (بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)).

    32. سلسله بحث هايى پيرامون صحابى پيامبر و احاديث ساختگى.

    33. انواع روايت هاى ساختگى و سازندگان احاديث (دست نويس).

    34. روايات دروغين و روايات زنادقه و غُلات (دست نويس).

    35. سيره رسول خدا و اهل بيت و خديجه ام المؤمنين.

    36. شناخت صحابى (كسانى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) را ديده اندولى از وى روايت نكرده اند، دست نويس).

    37. شناخت صحابى (كسانى كه جزء صحابيان شمرده مى شوندولى پيامبر (صلى الله عليه وآله) را نديده اند و از وى روايت نكرده اند، دست نويس).

    نكوداشت

    مجمع جهانى اهل بيت(عليهم السلام)، نسبت به احياء و گسترش فرهنگ و معارف اسلام و حراست از حريم قرآن مجيد، سنت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و تكريم از خادمان فرهنگ قرآن و سنت، هر 4 سال يك بار با دعوت از شخصيت هاى برجسته جهان اسلام، يكى از شخصيت هاى مؤثر در اين زمينه را معرفى مى نمايد. در همين راستا، در تاريخ 20/8/1382 نكوداشت علاّمه سيّد مرتضى عسكرى در زادگاه نياكان وى (ساوه) برگزار شد.

    مهمترين فعاليّت هاى اين كنگره عبارت است از:

    1. تأليف و چاپ كتاب «مصلح بيدار» (زندگانى علاّمه عسكرى).

    2. تأليف و چاپ كتاب «العلامة العسكرى بين الاصالة و التجديد» (زندگى نامه استاد براى عرب زبانان).

    3. چاپ كتاب نگاهى به نقش ائمه در احياء دين.

    4. تهيه سى دى فشرده اى درباره زندگى و آثار علاّمه عسكرى كه همه آثار و زندگينامه و... استاد را در دربردارد.

    فعالیت های فرهنگي

    1. تأسيس مدرسه نوين اسلامى.

    علاّمه عسكرى با بررسى تاريخ مسلمين و اروپاييان توانست به اهداف شوم استعمار پى ببرد. او فهميد كه استعمار با ايجاد مدارس در كشورهاى تحت سيطره خود و اعزام استاد به آن مدارس، درصدد تغيير فرهنگ ملّى ـ اسلامى مردم مظلوم مسلمان است. از اين جهت، در پى تأسيس مدرسه اى اسلامى درآمد تا بتواند با آنها رقابت كند. وى براى تدريس در اين مدرسه، از فضلاى نام آورى چون شيخ ميرزا نجم الدّين شريف عسكرى، شيخ حسن كميلى، سيّد جعفر شهرستانى و شيخ مهدى حكمى دعوت به تدريس و همكارى كرد.

    پس از مدتى علاّمه عسكرى با همكارى استاد احمد امين، نويسنده كتاب «التكامل الاسلام» در سال 1363ق. اوّلين مدرسه ابتدايى را بنيان گذارى كرد و اداره آن را برعهده استاد احمد امين نهاد و خود به حمايت از وى پرداخت و پس از آن، مدرسه «منتدى النشر» را در شهر كاظمين پايه ريزى كرد.

    2. مدرسه روضة الزهرا و الزهراء در كاظمين.

    علاّمه، مدرسه روضة الزهرا را براى آموزش كودكان و الزهراء را براى آموزش دختران اختصاص داد و مديريت و اداره اين دو مدرسه را به شهيده «بنت الهدى صدر» سپرد.

    3. مدارس امام جواد(عليه السلام) در كراده شرقيه بغداد.

    4. مدارس «بغداد الجديدة».

    استاد اداره اين مدرسه ها را به شهيد سيّد عبدالرحيم شوكى سپرد.

    5. مدارس امام كاظم(عليه السلام) در كاظمين.

    6. مدارس امام صادق(عليه السلام) در بصره.

    اين مدارس توسط علماى شهر بصره اداره مى شد.

    7. دبيرستان امام باقر(عليه السلام) در حله.

    علاّمه اداره اين دبيرستان مهم را به شهيد شيخ على سمّاكه سپرد.

    8. دبيرستان امام حسين(عليه السلام) در ديوانيه.

    آية الله محمّدمهدى شمس الدّين اين دبيرستان را اداره مى كرد.

    9. مركز تعليم دختران «نعمانيه» در كوت.

    اين مركز زير نظر سيّد قاسم شبّر اداره مى شد.


    وفات

    علامه سيد مرتضي عسكري پس از تحمل رنج حاصل از بيماري كليوي در 25 شهريور سال 1386 به علت ايست قلبي در سن 94 سالگي دعوت حق را لبيك گفت و در جوار حرم كريمه اهل بيت حضرت معصومه (سلام الله عليها) به خاك سپرده شد.

    در قسمتي از پيام حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي كه به مناسبت در گذشت اين عالم رباني صادر شد، آمده است: اين عالم بزرگوار و سختكوش دهها سال از عمر با بركت خود را در راه پژوهش در كلام و تاريخ و حديث صرف كرد و محصول مبارك آن تاليفات و مقالاتي است كه در گستره جهان اسلام با استقبال و تحسين رو به رو شده است و در ترويج مكتب اهل بيت عليهم السلام موفقيت هاي ارزشمندي به دست آورده است.

    روحش شادو یادش گرامی باد.

    ________________________________________

    [1]. دائرةالمعارف تشيّع، ج 1، ص 198.

    [2]. مجله علوم حديث، ش 20، ص 79.

    [3]. علماى معاصر، على واعظ خيابانى، ص 420.

    [4]. دايرةالمعارف تشيّع، ج 1، ص 198.

    [5]. مصلح بيدار، ص 15.

    [6]. علوم حديث، ش 20، ص 79.

    [7]. همان، ص 80.

    [8]. مصلح بيدار، ص 19.

    [9]. علوم حديث، ش 20، ص 81.

    [10]. مصلح بيدار، ص 20.

    [11]. علوم حديث، ش 20، ص 85.

    [12]. ر. ك: ستارگان حرم، دفتر يازدهم.

    [13]. علوم حديث، ش 20، ص 85.

    [14]. علوم حديث، ش 20، ص 86.

    [15]. همان.

    [16]. علاّمه عسكرى وكيل و نماينده آيةالله حكيم در بغداد بود.

    [17]. مصلح بيدار، ص 38.

    [18]. مصلح بيدار، ص 41.

    [19]. همان، ص 60.

    [20]. علوم حديث، ش 20، ص 87.

    [21]. همان.

    [22]. همان.

    [23]. همان، ش 20، ص 102.

    [24]. همان، ص 104.

    [25]. التوحيد، ش 79، ص 99.

    [26]. پيام حوزه، ش 9، ص 62.

    [27]. همان، ص 66.

    [28]. پيام حوزه، ش 9، ص 67.

    [29]. همان، ص 68.

    [30]. علوم حديث، ش 20، ص 88.

    [31]. همان، ص 95.

    [32]. علوم حديث، ش 20، ص 97.

    [33]. همان، ص 86.

    [34]. همان، ص 105.

    [35]. بشسير 80، راهنماى جامع مؤسسات فرهنگى استان قم، ج 2، ص 853.

    [36]. علوم حديث، ش 20، ص 99.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :